فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٤٦
لزوم
لزوم: ثبوت و دوام.
رِیشه لزوم بر همراهِی داِیمِی چِیزِی با چِیزِی دِیگر دلالت دارد؛ از اِین رو، در لغت به معناِی ملازمت با چِیزِی و عدم مفارقت از آن و مداومت بر چِیزِی آمده است.(١) در همِین راستا، در کلمات فقها نِیز بر وجوب، که حکمِی تکلِیفِی است و لزوم عقد ـ بــه معناِی عدم صحت فسخ آن- که حکمِی وضعِی است، اطلاق شده است. از احکام آن در ابواب عبادات و معاملات سخن گفته اند.
لزوم عبادت: ملازمت و مداومت بــر عبادتِی که مکلف آن را بـراِی خــود بـر مِیگزِیند، دست کم به مدت ِیک سال مستحب است. امام باقر عليه السلام مِی فرماِید: «محبوب ترِین عملها نزد خداوند، عملِی است که بنده بر آن مداومت داشته باشد؛ هرچند آن عمل، اندک باشد». (٢)
مداومت بر نوافل روزانه(← نــوافــل يوميه) مستحب مؤکد است؛(٣) چنان که مداومت بر اذان اعلام (← اذان اعلام) استحباب دارد. (٤)
ملازمت بر کسب: ملازمت بر کسب سودمند و روزِی آور براِی انسان مستحب است. (٥)
ملازم غرِیم بودن: هرگاه کسِی از دِیگرِی طلب داشته باشد و بدهکار بـه رغم تواناِیِی بر اداِی بدهِی، آن را پرداخت نکند، طلبکار مِیتواند ملازم او باشد و از او جدا نشود تا طلبش را وصول کند؛(٦) اما ملازمت بدهکارِی که زمان پرداخت بدهِی اش نرسِیده است و ِیا تواناِیِی پرداخت آن را ندارد جاِیز نِیست.(٧) همچنِین اگر کسِی ادعاِی طلبِی از دِیگرِی داشته باشد و او انکار کند، چنانچه مدعِی بگوِید: بر ادعاِی خـود شاهد دارم، لِیکن غاِیب است، قاضِی او را مِیان صبر تا زمان حضور بِینه و سوگند دادن مدعى عليه مخِیّر مِیکند. در اِین صورت اختِیار ملازمت مدعى عليه براِی درِیافت طلب، به دلِیل عدم ثبوت ادعاِی مدعِی جاِیز نِیست.(٨)
لزوم عقد: عقد به اعتبار جواز و عدم جواز برهم زدن، به عقد لازم و جاِیز