فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٤٤
لحن خطاب
لحن خطاب: مفهوم موافق.
در کلمات اصولِیان، لحن خطاب در دو معنا به کار رفته است.
١. مفهوم موافق: حکم مستفاد از خطاب به دلالت التزامِی، مفهوم نامِیده مِی شود. چنانچه اِین حکم همسو با حکم بِیان شده در خطاب باشد، مفهوم موافق نامِیده مِی شود(← مفهوم موافق).
مقابل مفهوم موافق، مفهوم مخالف قرار دارد. لحن خطاب به اِین معنا مترادف با معناِی فحوى الخطاب است. بسِیارِی از اصولِیان، لحن خطاب و فحوى الخطاب را به ِیک معنا گرفته اند. (١)
٢. مستفاد از معناِی کــلام بــه ضرورت: آنچه عقل از معناِی کلام، به ضرورت استفاده مِیکند، لحن خطاب نامِیده مِی شود، مانند آِیه شرِیفه (فَأَوْحَيْنَا إلى مُوسى أنِ أضرِب بِعَصاكَ البَحرَ فانفَلَق).(٢) در اِین آِیه، عقل از (فَانفَلَقَ) مِی فهمد که «فَضَرَبَ فَانفَلَقَ» بوده و «ضَرَبَ» حذف شده است؛ زِیرا انفلاق بدون زدن عصا بر درِیا تحقق نمِی ِیابد.(٣)
بنابر معناِی دوم، لحن خطاب و فحواِی خطاب مترادف نخواهند بود؛ زِیرا فحواِی خطاب عبارت است از مفهوم موافق (← مفهوم).
(١) هداية المسترشدين ٢/ ٤١٩ ؛ هداية الابرار / ٢٧٢ و ٢٩٤ ؛ تمهيد القواعد / ١٠٨ ؛ زبدة الاصول ٢/ ٣٦٠ ؛ الحدائق الناضرة ١/ ٥٧.
(٢) شعراء / ٦٣ .
(٣) المختصر النافع (مقدمه) / ٢٠ ؛ استقصاء الاعتبار ١/ ١٣- ١٤؛ کشف الاسرار ٢ / ١١٠.
لِحيه ← رِیش
لخت ← برهنگِی
لذت ← استمتاع
لرزش
لرزش: حالت لرزِیدن؛ حالتِی به صورت تکانهاِی کوتاه مداوم.
از آن به مناسبت در ابـوابــِی چـون طهارت، صلات و دِیات سخن گفته اند.
طهارت: به تصرِیح برخِی، کسِی که دچار لرزه دست و رعشه مداوم است، در صورتِی که بتواند دستش را حرکت دهد و اعضاِی وضو را دست بکشد، وضوِیش صحِیح است با اِین نِیت که حرکات دست