فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٣
لإيلاف؛ سوره ← قرِیش؛ سوره
لؤلؤ ← مروارِید
لب
لب: هر ِیک از دو عضو بالا و پاِیِین گوشتِی در مدخل دهان.
از احکام مرتبط با آن در بابهاِی طهارت، قصاص و دِیات سخن گفته اند.
طهارت: در وضو و غسل، آن قسمت از لبها که هنگام بستن دهان دِیده نمِی شود، جزء باطن(← باطن) به شمار مِی رود و شستن آن واجب نِیست. (١)
قصاص: جناِیت عمدِی بر لب به برِیدن و مانند آن، موجب قصاص است و لب بالا در برابر لب بالا و لب پاِیِین در برابر لب پاِیِین قصاص مِی شود. بزرگِی و کوچکِی و سلامت و بِیمارِی لبها در قصاص تأثِیر ندارد، مگر آنکه در حــد شَلِی باشد که لب سالم در برابر لب شَل قصاص نمِی شود. (٢)
دِیات: در جناِیت بر هر دو لب، دِیه کامل ثابت است؛ لِیکن در دِیه جناِیت بر هر کدام به تنهاِیِی اختلاف است.
برخِی گفته اند: دِیه لب بالا ِیک سوم و لب پاِیِین دو سوم دِیه کامل است. برخِی دِیگر، دِیه لب بالا را دو پنجم و لب پاِیِین را سه پنجم دِیه کامل دانسته اند و برخِی، دِیه هر دو را ِیکسان دانسته اند. از برخِی قدما نقل شده است که دِیه لب بالا نصف و لب پاِیِین دو سوم دِیه کامل است. (٣)
دِیه بخشِی از لب بر حسب مقدار آن نسبت به تمامِی لب محاسبه مِی شود. (٤)
محدوده لب بالا از عرض، قسمتِی است که از لثه جدا مِی شود و متصل بـه بِینِی و پردۀ حائل بِین دو سوراخ بِینِی است، و از طول، به امتداد طول دهان است. محدوده لب پاِیِین نِیز از عرض، قسمتِی است که از لثه جدا مِی شود. طول آن نِیز همان طول دهان است.(٥)
اگر دو لب بر اثر جناِیت بِی حس و شل شوند؛ به گونه اِی که لبها با خنده و مانند آن از دندانها فاصله نگِیرند، دِیه آن دو سوم دِیه کامل است و چنانچه پس از شلِی، آن را قطع کند، ِیک سوم دِیه به آن افزوده مِی شود.(٦) برخِی قدما دِیه شلِی دو لب را دِیه کامل دانسته اند. (٧)