فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٩٢
اما اگر کمتر باشد، کامل کردن عدد بر او واجب نِیست؛ چنان که در صورت زِیاد آمدن، لازم نِیست به فقراِی بِیشترِی بدهد. (١٣) برخِی مطلق خوردنِی؛ اعم از گندم و غِیر گندم و نِیز دادن ِیک مد به هر فقِیر را کافِی دانسته اند. (١٤)
در موارد وجوب اطعام فقِیر به عنوان کفاره، دادن گندم ِیکِی از مصادِیق اطعام واجب به شمار مِی رود. (١٥)
دِیات: به قول مشهور، دِیه کشتن سگ نگهبان مزرعه، ِیک قفِیز(← قفِیز) گندم است. (١٦)
(← آرد) (← خرمن) (← خمِیر) (← خوشه) (← قصِیل ) (← علس)
(١) جواهر الکلام ٦/ ١٥٠ ؛ مستمسک العروة ٢/ ٤٢-٤٤ ؛ موسوعة الخوئِی ٤/ ٦٥ – ٦٩.
(٢) مدارک الاحکام ٣/ ٢٤٥ ؛ جواهر الکلام ٨/ ٤١٨ ؛ مصباح الفقيه ١١ / ١٨٢ – ١٨٣.
(٣) تذكرة الفقهاء ٤٣٧/٢ ؛ الرسائل العشر (حلى ) / ١٥٣.
(٤) العروة الوثقى ٢/ ٣٩١ – ٣٩٢.
(٥) جواهر الکلام ١٥/ ٦٥.
(٦) الحدائق الناضرة ١٢/١٢؛ جواهر الکلام ١٥/ ١٠.
(٧) جواهر الكلام ٢٤/ ٩٨ - ١٠١ ؛ الحدائق الناضرة ١٩/ ٣٥٥-٣٥٧.
(٨) جواهر الکلام ٢٢/ ٤٨١.
(٩) ٢٣/ ٣٤٤.
(١٠) غاية المرام ٢ / ٢٦٧.
(١١) المختصر النافع / ١٤٨.
(١٢) مفاتيح الشرائع ٣/ ١١٠.
(١٣) مدارك الاحكام ٨/ ٣٢٢؛ الحدائق الناضرة ١٥/ ١٧٧ و ١٩٥ - ١٩٦ ؛ جواهر الکلام ٢٠/ ١٩٠ – ٢٠٧.
(١٤) حاشية شرائع الاسلام/ ٢٨٥.
(١٥) جواهر الکلام ٣٣/ ٢٦٧.
(١٦) ٤٣/ ٣٩٧.
گندِیدن
گندِیدن: فاسد و متعفن شدن چِیزِی با تغِیِیر رنگ، بو و طعم آن.
از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
طهارت: استفاده از آبِی که خود به خود و -نه به سبب نجاستِی- گندِیده است، در وضو و غسل مکروه است.(١) برخِی قدما اجتناب از آن را واجب دانسته اند، مگر آنکه جز آن، آبِی براِی وضو ِیا غسل نباشد.(٢)
تجارت: به قول برخِی گندِیده بودن دهان برده از عِیوبِی است که براِی خرِیدار موجب ثبوت خِیار مِیگردد.(٣)
اطعمه و اشربه: خوردن گوشت گندِیده مکروه است.(٤) البته اگر گندِیدگِی آن به حدِی برسد که طبع انسان از آن تنفر پِیدا کند، به تصرِیح برخِی، داخل در خبائث (← خبِیث) مِی شود و خوردن آن حرام خواهد بود. (٥)
(← خيار ما يفسد من يومه) (← فساد)