فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٧٥
احکام گل ارمنِی بر گل مختوم نِیز جارِی است (← گل ارمنِی)
(١) لغت نامه دهخدا، واژۀ «گل مختوم ؛ تذكرة الفقهاء ١١/ ٣١٣.
گلو
گلو: بخشِی از لوله گوارش مهره داران، بِین دهان و مرِی؛ حلق.
از احکام مرتبط با آن در بابهاِی طهارت، صلات، صوم، تجارت و صِید و ذباحه سخن گفته اند.
طهارت: هنگام وضو، مبالغه در مضمضه (← مضمضه) با رساندن آب به انتهاِی گلو مستحب است. (١)
به قول برخِی در حنوط مِیت، حنوط بعضِی مواضع بدن مِیت، از جمله فرو رفتگِی گلو، مستحب است(٢) (← حنوط). ستردن موهاِی زِیر گلو مستحب است. (٣)
صلات: بالابردن دست هنگام تکبِیر در نماز تا گودِی گلو مستحب است (٤) (←تکبِیر). اظهار تنوِین پِیش از حروف حلقِی (← حروف حلقِی) در قرائت نماز، سزاوار است(٥) (← اظهار).
صوم: جوِیدن آدامس و مانند آن در حال روزه، در صورتِی که چِیزِی از آن در دهان ذوب نشود و به حلق نرسد، مکروه است؛ چنان که سرمه کشِیدن در حال روزه، در صورتِی که مزه آن به حلق برسد کراهت دارد (← سرمه). همچنِین است انفِیه کشِیدن، در صورت نرسِیدن به حلق، و در صورت رسِیدن به حلق، بنابر قولِی روزه را باطل مِیکند (٦) (← انفِیه)
رساندن غبار غلِیظ (← غبار) به حلق، بنابر قول مشهور، و نِیز دود غلِیظ بنابر قول جمعِی، موجب بطلان روزه است(٧) (← دود).
تجارت: غنا که آن را به گرداندن آواز در گلو و کشِیدن آن تعرِیف کرده اند، حرام است(٨) (← غناء).
صِید و ذباحه: گلوِی حِیوان هنگام ذبح (← ذبح) باِید روبه قبله باشد. داخل کردن کارد در زِیر حلق حِیوان و برِیدن آن از پاِیِین به بالا مکروه و بنابر قولِی حرام است(٩) (← قلب سکِین).
(← گردن)
(١) نهاية الإحكام ٥٦/١.
(٢) مهذب الاحکام ٤/ ٧٧ ؛