فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٧١
(١) وسائل الشيعة ٢٥/ ١٧٠.
(٢) مختصر الاحكام/ ٩٥.
(٣) المبسوط ٣/ ١٠٣ - ١٠٤.
گل ارمنِی
گِل ارمنِی: نوعِی گل.
گل ارمنِی، گلِی است سرخ رنگ ماِیل به تِیرگِی و خوش بو که مصرف داروِیِی دارد و در گذشته از ارمنستان مِی آوردند.(١) از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صلات و اطعمه و اشر به نام برده اند.
خوردن گِل حرام است؛ لِیکن بعضِی گلها از جمله گل ارمنِی از اِین حکم مستثنا و خوردن آنها به عنوان دارو جاِیز شمرده شده است. (٢)
در اِینکه گل ارمنِی از معادن به شمار مِی رود ِیا نه، مسئله محل اختلاف است. بنابر قول نخست، خمس به آن تعلق مِی گِیرد (← معدن)؛ لِیکن تِیمم و سجده بر آن -از اِین جهت که عنوان زمِین بر آن صادق است ـ صحِیح مِی باشد؛ هرچند از معادن به شمار آِید.(٣)
(← گل)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لغت نامه دهخدا، واژة «طِین ارمنِی» ؛ فرهنگ بزرگ سخن، واژۀ «گل ارمنِی»
(٢) جامع عباسِی ٣٣٦.
(٣) جواهر الكلام ٥/ ١٣١ ؛ العروة الوثقى ٢/ ١٩٧ و ٣٩٠ ؛ كتاب الطهارة (امام خمِینِی) ٢/ ١٧٠؛ مهذب الاحكام ٤/ ٣٩٣.
گل بحِیره
گِل بُحَِیرَه: نوعِی گل.
بر حسب ظاهر، گل بحِیره، گل به دست آمده از بعضِی درِیاها است که به جهت داشتن املاحِی براِی برخِی بِیمارِیها مفِید است، مانند گل درِیاچه ارومِیه که مالِیدن آن براِی درد مفاصل و عِرق النّساء سودمند است(١) (← گل).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لغت نامه دهخدا، واژۀ «طين بحيره» ؛ تذكرة الفقهاء ١١/ ٣١٣.
گل پخته
گل پخته: خاک پخته به آتش، مانند آجر.
از احکام آن در بابهاِی طهارت و صلات سخن گفته اند.
گل پخته و استحاله: آِیا خاک نجس با پخته شدن پاک مِیشود ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. منشأ اختلاف، اختلاف در تحقق استحاله با پخته شدن است.