فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٦٦
بعضِی گفته اند: دستها را بر گل مِی نهد، سپس بر مِیدارد و به هم مِی مالد تا رطوبتِی در دست باقِی نماند، سپس صورت و دستها را مسح مِی.کند.(٤) برخِی دِیگر گفته اند دستها را بر گل مِیزند و صبر مِیکند تا خشک شود. پس از آن، گل را از دستهاِیش ازاله و تِیمم مِیکند.(٥)
برخِی، تفصِیل داده و گفته اند: اگر خوف فوت وقت نباشد، به شِیوۀ آخر و در صورت خوف، به شِیوۀ دوم عمل مِیکند.(٦) آِیا در تِیمم با گل، واجب است پس از زدن دستها بر گل، گل چسبِیده به دست، ازاله و سپس بر صورت و پشت دستها کشِیده شود ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است.(٧)
آِیا گل نجس با پخته شدن با آتش و تبدِیل به سفال، آجر و مانند آن پاک مِیشود ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است (←گل پخته)
گل نجس بر زمِین با تابِیدن خورشِید و خشک شدن آن پاک مِیشود.(٨)
مستحب است قبر با خشت خام و گل پوشِیده شود.(٩) چنان که هنگام پوشاندن با خشت و گل، خواندن دعاِی وارد شده استحباب دارد.(١٠)
استفاده از گلِی غِیر گل خاک قبر براِی پوشاندن قبر مکروه است. (١١)
نوشتن نام مِیت و پدرش و نِیز شهادتِین او به توحِید، نبوت و امامت ائمه عليهم السلام بر کفن مستحب است. برخِی گفته اند نوشتن با تربت امام حسِین علِیه السّلام و با دسترس نداشتن به آن با گلِی دِیگر انجام شود.(١٢)
شستن سر با گل مکروه است. برخِی، کراهت را اختصاص به گل مصرِی داده اند. (١٣)
برخِی در تطهِیر ظرفِی که سگ آن را ليسيده (← ولوغ)، احتِیاط را در جمع بِین خاک مالِی و گل مالِی دانسته اند، بدِین گونه که اول، خاک و سپس گل بمالند (١٤)
(← خاک مالِی).
زمِین از مطهِّرات (← مطهرات) است و ته کفش نجس با راه رفتن روِی آن پاک مِی شود؛ لِیکن در اِینکه زمِین باِید خشک باشد ِیا در صورت مرطوب ِیا گلِی بودن نِیز طهارت حاصل مِی شود، مسئله اختلافِی است. (١٥)