فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٥٥
ِیا از کار افتادن عضوِی از قواِی بدنِی اش، همچون بِیناِیِی مِی رود، واجب است؛ حتِی اگر مالک طعام، خود به آن طعام ـنه در حد اضطرار - نِیاز داشته باشد؛ (٢) اما اگر اطعام نکند و مسلمان بر اثر گرسنگِی بمِیرد، به قول برخِی، هر چند گناه کرده لِیکن ضامن نِیست و قصاص ِیا دِیه بر او ثابت نمِیشود؛(٣) لِیکن برخِی دِیگر در صورت درخواست غذا از او توسط مضطر و بِی اعتناِیِی وِی به درخواست او با داشتن قدرت اطعام، او را ضامن دانسته اند. (٤)
اگر مالک طعام، خود مضطر و نِیازمند آن طعام باشد، اطعام مسلمان گرسنه بر او واجب نِیست؛ لِیکن آِیا مقدم داشتن او بر خودش جاِیز مِی باشد ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است(٥) (← اضطرار).
گرسنگِی و افطار: مستحب است روزه دار پس از خواندن نماز مغرب ِیا مغرب و عشا افطار کند، مگر آنکه بسِیار گرسنه ِیا تشنه باشد؛ به حدِی که خضوع و حضور قلب را از او سلب کند(٦) (← افطار).
گرسنگِی و غصب: چنانچه بر اثر غصب کردن گوسفندِی، بره آن بر اثر گرسنگِی بمِیرد، آِیا غصب کننده ضامن آن است ِیا نه؟ برخِی در ضمان تردِید کرده اند؛(٧) لِیکن برخِی دِیگر ثبوت آن را قوِی دانسته اند. (٨)
گرسنگِی و سرقت: بر کسِی که هنگام قحطِی و خشکسالِی بر اثر گرسنگِی غذاِیِی را دزدِیده است، حدّ سرقت جارِی نمِی شود(٩) (← سرقت).
گرسنگِی و قتل: کار کسِی که مسلمانِی را زندانِی کرده و به او غذا نداده تا بر اثر شدت گرسنگِی مرده است، قتل عمد محسوب و قصاص بر او ثابت مِیشود. (١٠)
گرسنگِی و استحمام: حمام کردن در حال گرسنگِی و ناشتا مکروه است (١١) (← حمام).
گرسنگِی و قضاوت: قضاوت در حال گرسنگِی که مانع تمرکز حواس مِی شود، مکروه است (١٢) (← قضاوت).
(← اطعام)
(١) جواهر الکلام ٣٦/ ٤٣١ – ٤٣٢.
(٢) مسالک الافهام /١٢/ ١١٨ ؛ جواهر الكلام ٣٦/ ٤٣٢ – ٤٣٣.