فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٣٥
از اِین رو، بسِیارِی، کاهن را به فردِی که داراِی صاحب و همراهِی از جنِیان است که خبرهاِی غِیبِی را به او مِی دهند. تعرِیف کرده اند؛ بلکه اِین تعرِیف به مشهور نسبت داده شده است.(١)
برخِی گفته اند کهانت عبارت است از کارِی که مقتضاِی آن اطاعت و تبعِیت بعض اجنه از شخص است؛ به گونه اِی که او را از امور پنهانِی مطلع مِی سازند.(٢)
در رواِیتِی از امام صادق علِیه السّلام آمده است: «ابلِیس لعِین تا هفت آسمان بالا مِی رفت و خبرهاِی پنهانِی را از فرشتگان مِیشنِید و به کاهنان مِیرسانِید. وقتِی حضرت عِیسِی علِیه السّلام متولد شد، ابلِیس از سه آسمان منع شد و تنها تا آسمان چهارم بالا مِی رفت. با ولادت رسول خدا صلى الله علِیه و آله از همه آسمانها منع شد و بدِین سبب سرچشمه علم کاهنان بر روِی آنان بسته شد. در روز ولادت آن حضرت، کاهنِی در مِیان عرب نماند مگر آنکه مِیان او و شِیطانش حائلِی افتاد و ارتباطشان قطع شد».(٣)
در حدِیثِی دِیگر از آن حضرت آمــده است: «وقتِی شِیاطِین از رفتن به آسمانها و شنِیدن اخبار از فرشتگان بازداشته شدند، کهانت از مِیان رفت و امروزه شِیاطِین، کاهنان را از روِیدادهاِیِی که مِیان مردم است مطلع مِی سازند و نِیز از حوادثِی که در زمِین رخ مِیدهد؛ مانند دزدِی ِیا قتلِی که اتفاق مِیافتد ِیا غاِیبِی که خبرِی از او نِیست، خبر مِی دهند و آنان همچون مردم راستگو و دروغگو هستند».(٤)
برخِی با نظر به رواِیت ِیاد شده کهانت را به دو قسم تقسِیم کرده اند:
١. کهانتِی که کاهن به سبب ارتباط با شِیاطِینِی که به آسمان بالا رفته و از فرشتگان اخبار غِیبِی را مِی شنِیده و به او منتقل مِی کردند، خبر مِیدهد.
٢. کهانتِی که کاهن بر اثر ارتباط با اجنّه و شِیاطِین از رخدادهاِی زمِینِی خبر مِی دهد.
قسم نخست از کهانت باطل گردِید؛ اما قسم دوم باقِی است.(٥)
برخِی، کهانت را نزدِیک به سحر ِیا بخشِی از آن بر شمرده اند.(٦) برخِی نِیز آن را مغاِیر با سحر دانسته اند(٧) (← سحر).