فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٥
زكات: بنابر قول مشهور، زکات در غِیر گندم، جو، کشمش و خرما، همچون برنج و کنجد، واجب نِیست؛ هرچند مستحب است. از برخِی قدما قول به وجوب آن در همه حبوبات، نقل شده است. (٢)
حج: خوردن روغنهاِی غِیر معطّر، مانند روغن کنجد و نِیز مالِیدن آنها به بدن هنگام ضرورت، در حال احرام جاِیز است؛ لِیکن مالِیدن آنها به بدن بدون ضرورت بنابر قول مشهور حرام است. از برخِی قدما قول به جواز نقل شده است. بنابر قول به حرمت، به تصرِیح برخِی ارتکاب آن، کفاره اِی در پِی نخواهد داشت. (٣)
تجارت: به قول مشهور، هر فرعِی با اصل خود و نِیز فروع اصلِی نسبت به ِیکدِیگر، ِیک جنس به شمار مِی رود، مانند کنجد و ارده و روغن آن. بنابر اِین در مقام داد و ستد، زِیاده گرفتن ِیکِی در برابر دِیگرِی ربا (← ربا) و حرام است.(٤)
(١) وسائل الشيعة ٢/ ١٦٩.
(٢) الحدائق الناضرة ١٢/ ١٠٦ – ١٠٨.
(٣) ١٥/ ٥٠٢ - ٥٠٤ ؛ جواهر الکلام ٢٠/ ٤٣٠.
(٤) جواهر الکلام ٢٣/ ٣٥٠.
کندر
کُندُر: صمغ خشک شده درختِی.
کندر صمغ خشک شده درختِی است که مصرف داروِیِی دارد و هنگام سوختن بوِی خوش اِیجاد مِیکند. از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صلات، صوم و تجارت نام برده اند.
جوِیدن کندر بعد از مسواک زدن مستحب است؛(١) لِیکن جوِیدن آن در مجالس و راهها کراهت دارد.(٢)
در کراهت ِیا حرمت جوِیدن کندر براِی روزه دار، در صورتِی که اجزاِیِی از آن به حلق فرو نرود و تنها مزه دهان را تغِیِیر دهد، اختلاف است. (٣)
بِیع سلف کندر جاِیز است (٤) (←بِیع سلف). در رواِیات، به دود کردن کندر براِی درمان چشم(٥) و جوِیدن آن براِی تقوِیت حافظه(٦) و محکم شدن دندانها و از بِین بردن بلغم و بوِی بد دهان(٧) و نِیز دادن آن به زن حامله،(٨) سفارش شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) كشف الغطاء ٢/ ٨٤.
(٢) ذخيرة المعاد/ ٢٥٠ ؛ وسائل الشيعة ٢٤٣/٥.
(٣) غنائم الايام ٥/ ٨٨.
(٤) المبسوط ١٨٦/٢.
(٥) الکافِی (کلِینِی) ٥٠٣/٦.
(٦) وسائل الشيعة ٢٥/٢٥.
(٧) ٢٨.
(٨) ٢١/ ٤٠٥.