فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩٩
از محرمات احرام براِی مرد پوشِیدن دوختنِی است، مانند پِیراهن و قبا؛ لِیکن نسبت به کمربند دوخته و مانند آن همچون کلاه، مسئله اختلافِی است. بعضِی اجتناب از مطلق دوخته را، هر چند کم باشد، مانند کمربند و کلاه مطابق احتِیاط دانسته اند. برخِی نِیز پوشِیدن چِیز دوخته که لباس محسوب نمِی شود مانند کمربند را بدون اشکال دانسته اند. بنابر قول به حرمت پوشِیدن دوختنِی مطلقا، حتِی کمربند و مانند آن، استفاده از آن در حال ضرورت جاِیز است، مانند فتق بند کــه مُـحـرم مبتلا به فتق از آن استفاده مِیکند؛ لِیکن برخِی کفاره را ثابت دانسته اند. (٢)
شهِید واجب است با لباسش دفن شود و بِیرون آوردن لباس از تنش جاِیز نِیست؛ لِیکن بِیرون آوردن چِیزهاِیِی که عنوان لباس بر آنها صادق نِیست، مانند کمربند چرمِی و کفش جاِیز است؛ بلکه بنابر گفته برخِی، در صورتِی که دفن کردن آنها با شهِید مصداق اسراف و تضِیِیع مال باشد، در آوردن آنها واجب است. (٣)
در برخِی کفارات، از خصال کفاره پوشاندن فقِیر است. در پوشاندن فقِیر، باِید آنچه که عرفا جامه شمرده مِیشود. به فقِیر داده شود و امثال کمربند، عمامه و جوراب کفاِیت نمِیکند (٤)
(١)العروة الوثقِی ١/ ٢٣٧.
(٢) مناسک حج (مراجع) ٢٤٠ – ٢٤١.
(٣) العروة الوثقِی ٢/ ٤٢ ؛ مستمک العروة ٤/ ١٠٨.
(٤) وسيلة النجاة / ٥٩٣.
کم فروشِی
کم فروشِی [ = تَطفِیف]: کم گذاشتن از حق دِیگرِی در معامله.
کم فروشِی بر حسب متعلق آن مِی تواند علاوه بر وزن، در پِیمانه، عدد، ذرع (متر) و مانند آن از راههاِی اندازه گِیرِی مال صورت گِیرد. حتِی برخِی معاصران آن را به عرضه خدمات نِیز تعمِیم داده اند، مانند کسِی که در زمان معِینِی براِی انجام دادن کارِی اجِیر شده است. کم کارِی، اتلاف وقت و ناقص انجام دادن کار؛ هر کدام مِی تواند مصداق کم فروشِی باشد. از سوِی دِیگر، کم فروشِی بر حسب فاعل آن، مِی تواند از سوِی هر کدام از فروشنده و خرِیدار صورت گِیرد و اختصاص به فروشنده ندارد. (١)