فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩١
تجارت: بِیع کلِی در ذمه(٥) و بنابر قول مشهور، بِیع کلِی در معِین نِیز صحِیح است، مانند اِینکه بگوِید: صد کِیلو از اِین گندم را به تو فروختم، در صورتِی که بداند گندم موجود بِیش از صد کِیلو است(٦) (← بِیع کلِّی).
ثمرة بيع كلِی در ذمه و در معِین در موارد ذِیل ظاهر مِیشود:
١. در بِیع کلِی در ذمه بعد از اتمام معامله، مبِیع در ذمه فروشنده قرار مِیگِیرد و جزء دِیون او به شمار مِیرود. در نتِیجه، چنانچه وِی قبل از تحوِیل کالا به خرِیدار بمِیرد، ورثه باِید مبِیع را جزء بدهِیهاِی وِی به شمار آورند و از ترکه اش پرداخت کنند؛ لِیکن در کلِی در معِین، مبِیع در ذمه فروشنده قرار نمِیگِیرد و دِین محسوب نمِی شود؛ بلکه باِید مبِیع را از همان جنسِی که در خارج، کلِی به آن اضافه شده است، بپردازد و در صورت مرگ فروشنده ورثه مبِیع را از همان شِیء خارجِی جدا مِیکنند و به خرِیدار مِی پردازند. (٧)
٢. اگر بعض مبِیع موجود در خارج از بِین رفته و به اندازه آنچه فروخته، مانده باشد، مانند اِینکه در مثال ِیاد شده، تمامِی گندمهاِی موجود معِین در خارج از بِین رفته و تنها صد کِیلوِی آن باقِی مانده باشد، در صورتِی که معامله به صورت کلِی در معِین باشد، آن کلِی به صورت قهرِی بر صد کِیلوِی باقِی مانده منطبق و به خرِیدار منتقل مِی شود؛ اما اگر به صورت کلِی در ذمه باشد، کلِی بـر صـد کِیلوِی باقِی مانده منطبق نمِیشود؛ بلکه فروشنده مِی تواند از آن ِیا غِیر آن، جنس مورد معامله را بپردازد.(٨)
٣. در مثال فوق، اگر باِیع بعد از فروختن صد کِیلو از گندمهاِی موجود در خارج، صد کِیلوِی دِیگر آن را به کسِی دِیگر بفروشد و بعد از آن، کپه گندم از بِین برود و تنها صد کِیلو از آن باقِی بماند، آِیا باقِی مانده، به خرِیدار نخست اختصاص پِیدا مِیکند و معامله نسبت به خرِیدار دوم باطل مِیشود، ِیا مشترک مِیان هر دو خرِیدار خواهد بود و به هر کدام نصف داده مِی شود؟ مسئله محل اختلاف است.(٩)