فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٨٢
آِیه دوازدهم که مقصود برادر و خواهر مادرِی و آِیه صدو هفتاد و ششم که مقصود خواهران پدرِی و مادرِی و ِیا پدرِی است(٢) (← آِیه کلاله).
واژه «کلاله» در اصل مصدر است؛ لِیکن بر وارث مِیت، غِیر پدر و مادر و فرزندان او و نِیز مِیت فاقد والدِین و اولاد اطلاق شده است. (٣)
کلاله ِیا از «اکلِیل» به معناِی تاجِی که بر سر احاطه دارد، گرفته شده است و چون خواهران و برادران مِیّت به او احاطه دارند و گرداگرد او را گرفته اند، کلاله نامِیده شده اند، و ِیا از «کَلَّ» به معناِی ثقل و سنگِینِی است؛ از اِین جهت که رسِیدگِی به امور برادران و خواهران، بدون آنکه از او متولد شده باشند، بر شخص سنگِین است؛ بدِین جهت به آنان کلاله گفته اند.(٤) از آن در باب ارث سخن گفته اند.
چنانچه از مِیّت، تنها ِیک برادر ِیا خواهر ابوِینِی مانده باشد، همه اموال مِیت به او مِیرسد. البته خواهر نصف را بالفرض و نصف دِیگر بالرّد مِی برد، و اگر چند نفر و همه پسر ِیا دختر باشند، ماترک مِیت به طور مساوِی مِیان آنان تقسِیم مِیشود. البته در صورت دختر بودن همه، دوسوم بالفرض و باقِی بالرّد مِیانشان تقسِیم مِیگردد. و اگر پسر و دختر؛ هر دو باشند، برادر دو برابر خواهر ارث مِیبرد.
حکم برادر و خواهر پدرِی نِیز با فقدان برادر و خواهر ابوِینِی، حکم برادر و خواهر ابوِینِی است و با وجود برادر و خواهر ابوِینِی، برادر و خواهر پدرِی ارث نمِی برند؛ حتِی اگر ِیک خواهر ابوِینِی باشد، همه ارث به او مِیرسد. (٥)
اگر وارث ِیک برادر ِیا خواهر مادرِی باشد ِیک ششم ما ترك بالفرض و بقِیّه به جهت قرابت به وِی داده مِی شود و در صورت تعدد، ِیک سوم بالفرض و باقِی مانده به قرابت به تساوِی مِیانشان تقسِیم مِیگردد و تفاوتِی مِیان خواهر و برادر نِیست.(٦)
اگر برادران و خواهران، برخِی مادرِی و برخِی ابوِینِی باشند، برادر و خواهر مادرِی در صورت ِیکِی بودن، ِیک ششم و در صورت تعدد، ِیک سوم ارث مِیبرند که به تساوِی مِیانشان تقسِیم مِیشود، بدون تفاوت مِیان برادر و خواهر و باقِی مانده،