فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٦
مستحق كفاره: در مستحق کفاره شراِیط زِیر معتبر است
١. مسکِین بودن به تصرِیح قرآن کرِیم، اطعام شونده به عنوان کفاره باِید مسکِین باشد؛ (١٠٨) ِیعنِی بالفعل يا بالقوه مخارج سال خود و خانواده اش را نداشته باشد. (١٠٩)
آِیا عنوان مسکِین شامل فقِیر نِیز مِیشود ِیا نه؟ بنابر اِین دِیدگاه که مسکِین و فقِیر، هر جا از هم جدا ذکر شوند، شامل دِیگرِی نِیز مِی شوند، اِین مقام را نِیز در بر مِیگِیرد و مسکِین شامل فقِیر نِیز مِی شود؛ اما بنابر اِین دِیدگاه که مسکِین و فقِیر دو معناِی متفاوت دارند و مسکِین اخص از فقِیر است؛ ِیعنِی از لحاظ مالِی و معِیشتِی، مسکِین نسبت به فقِیر در تنگناِی بِیشترِی قرار دارد شمول اختلافِی است؛ لِیکن مشهور شامل مِیدانند؛ بلکه بر آن ادعاِی اجماع شده است. (١١٠)
٢. مسلمان و مؤمن بودن: بدون شک، دادن کفاره به مسکِین کافر و نِیز مسلمان محکوم به کفر همچون ناصبِی (ناصبِی) و غالِی (غلات) جاِیز نِیست؛ لِیکن در اِینکه علاوه بر اسلام، اِیمان (شِیعه دوازده امامِی بودن در مسکِین شرط است ِیا نه اختلاف مِیباشد برخِی اِیمان را شرط ندانسته اند. (١١١)
بنابر اِین دادن کفاره به مسكين غير مؤمن در صورتِی که محکوم به کفر نباشد، جاِیز خواهد بود. جمعِی اِیمان را شرط دانسته اند؛ لِیکن گروهِی از اِینان گفته اند در صورت دسترس نداشتن به مسکِین مؤمن در حد کفاِیت، مِی توان کمبود را از مستضعفان مخالف جبران کرد. (١١٢)
برخِی دِیگر از آنان گفته اند: اگر فقِیر مؤمن به تعداد کافِی نباشد باِید تا ِیافتن فقِیر مؤمن صبر کند و دادن به مستضعفان مخالف جاِیز نِیست. (١١٣)
برخِی در مستحق کفاره علاوه بر ،اِیمان، عدالت را نِیز شرط دانسته اند. (١١٤)
٣. واجب النفقه نبودن: دادن کفاره به افرادِی که نفقه آنان بر کفّاره دهنده واجب است، همچون پدر و مادر و فرزند و همسر، جاِیز نِیست و به ساِیر خوِیشان که واجب النفقه نِیستند، جاِیز بلکه افضل است. (١١٥)