فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٣
احکام خصال کفاره:
الف. عتق: در کفارات ،مرتبه آزاد کردن برده به عنوان نخستِین خصلت از خصال كفاره واجب ــ بر کسِی واجب است که ِیا مالک برده است و ِیا اگر برده ندارد، امکان خرِید برده براِی او فراهم مِیباشد. (٨٤)
شراِیط برده: برده اِی که آزاد مِی شود باِید شراِیط زِیر را داشته باشد
١. اِیمان: مقصود از اِیمان اسلام است. در برده اِی که در کفاره قتل، آزاد مِیشود به اتفاق همه فقها اسلام شرط است. اشتراط آن در ساِیر کفارات بنابر قول مشهور است. (٨٥)
آِیا اِیمان به معناِی اقرار به ولاِیت امامان معصوم (علِیهم السلام) شرط است ِیا نه؟ اختلاف مِیباشد (٨٦)
٢. سلامت: مقصود، سالم بودن برده از است که موجب آزادِی قهرِی وِی عِیوبِی مِی شود. مانند نابِیناِیِی جدام زمِین گِیرِی برِیده شدن گوش، بِینِی و مانند آن توسط مولا.
٣. تام بودن ملکِیت. بدِین معنا که مکاتب نباشد که بخشِی از آن آزاد شده باشد. (مکاتبه). همچنِین بنابر قول برخِی مُدَبَّره تدبِیر نباشد. (٨٧)
شراِیط عتق:
١. نِیت: آزاد کردن برده با قصد قربت شرط صحت عتق است. برخِی گفته اند تعِیِین نوع کفاره در صورتِی که چند جنس از کفارات بر ذمه مکلف باشد مانند کفّاره ظهار و قتل خطاِیِی و کفاره قسم در نِیت معتبر است. (٨٨)
٢. خالِی بودن از عوض: اگر مولا به برده اش بگوِید: تو آزادِی و در ازاِی آن بر تو فلان مبلغ است که باِید بپردازِی کفاِیت نمِیکند. همچنِین اگر شخصِی دِیگر به مولا بگوِید: برده ات را به عنوان کفاره آزاد کن و بر ذمه من در ازاِی آن فلان مبلغ است، کفاِیت نمِیکند. (٨٩)
٣. دخالت نداشتن سبب حرام: آزاد کننده نمِی تواند با سببِی حرام که در آزادِی برده تأثِیر دارد ـ برده را به نِیت کفاره دادن آزاد کند. بنابر اِین، اگر ابتدا گوش و بِینِی برده اش را ببرد و سپس نِیت کفاره دادن کند، برده به طور قهرِی آزاد مِی شود و از کفاره کفاِیت نمِیکند. (٩٠)