فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٢
کسِی که روزه روز معِینِی را نذر کرده لِیکن از انجام دادن آن ناتوان است، بنابر قول جمعِی مستحب است دو ِیا ِیک مد غذا به عنوان کفّاره به فقِیر بدهد. بنابر اِین قول، قضاِی آن روزه بر او واجب خواهد بود. (٧٥) برخِی کفاره را واجب دانسته اند. (٧٦)
برخِی افزوده اند: در صورت عدم تواناِیِی بر دادن دو مد طعام به فقِیر، هـر اندازه که مِی تواند صدقه دهد و با ناتوانِی از آن نِیز استغفار کند. (٧٧) بنابر اِین قول، قضاِی روزه واجب نخواهد بود.
بعضِی تفصِیل داده و گفته اند: اگر مانع روزه گرفتن چِیزِی است که امِیدِی به رفع آن نِیست، مانند پِیرِی ِیا بِیمارِی غِیر قابل ،درمان کفاره ِیاد شده باِید پرداخت شود؛ اما اگر امِید به برطرف شدن مانع مِیرود، مانند سرماخوردگِی و تب، تنها قضاِی آن روز واجب است، بدون ثبوت کفّاره. (٧٨)
کفاره کار کردن براِی سلطان ظالم برآوردن حاجات برادران دِینِی است. کفاره هـر مجلس آن است که هنگام برخاستن از آن بگوِید: «سُبحانَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وسَلامٌ عَلَى المُرسَلِينَ وَ الحَمدُ اللهِ رَبِّ العالمين»؛ كفّاره خندِیدن با صداِی بلند (قهقهه)، گفتن «اللَّهُمَّ لا تمقتنى» خدايا بر من خشم مگِیر؛ غِیبت، استغفار کردن براِی غِیبت شونده؛ فال بد زدن، توکل بر خدا لطمه زدن به صورت در مصِیبت، استغفار (٧٩) و زدن بِیش از حد برده، آزاد کردن او است. (٨٠)
زمان کفّاره: در اِینکه کفاره، واجب فورِی است ِیا وقت انجام دادن آن وسعت دارد و : تأخِیر جاِیز مِی باشد، مسئله اختلافِی است. (٨١) برخِی تفصِیل داده و گفته اند: اگر منشأ وجوب کفاره ارتکاب گناه نباشد، مانند کفاره قتل خطاِیِی، زمان انجام دادن آن فورِی نِیست؛ اما اگر کفاره اسقاط کننده و ِیا تخفِیف دهنده گناه باشد در وجوب فورِی بودن آن ِیا عدم وجوب، دو احتمال مطرح است. (٨٢) البته بنابر قول به عدم وجوب فورِیت نباِید تأخِیر به حد سبک شمردن و بِی اعتناِیِی به حکم خدا برسد. (٨٣)