فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٣٤
مقصود از کفاره در اصطلاح عبادتِی مخصوص است. (٣) برخِی آن را به عبادتِی وِیژه که غالبا اسقاط کننده و ِیا تخفِیف دهنده عقوبت است، تعرِیف کرده اند. قِید غالبا در تعرِیف، بدِین جهت آمـده کــه
برخِی کفارات، همچون کفاره قتل خطا عقوبت به شمار نمِی روند؛ بلکه روِیکرد تأدِیبِی و تنبِیهِی دارند. (٤)
برخِی پس از تعرِیف لغوِی کفاره به ستر و پوشاندن به اِین جمله که «عبادتِی است وِیژه و داراِی احکام خاص»، بسنده کرده اند. (٥)
اقسام: کفاره به واجب و مستحب و کفاره واجب به مرتبه، مخِیّره، آمِیزه اِی از مخِیره و مرتبه، کفاره جمع و كفارة معينه تقسِیم مِی شود.
الف. كفّاره واجب:
١. مرتبه: مراد از کفاره مرتبه اِین است که مکلف موظف به رعاِیت ترتِیب مِیان خصال کفّاره (افراد تعِیِین شده به عنوان کفاره، همچون روزه، آزاد کردن برده و اطعام) است؛ بدِین معنا که با تواناِیِی بر اداِی فرد نخست از خصال ،کفاره نمِیتواند فرد دوم را ادا کند؛ چنان که با تواناِیِی بر اداِی فرد دوم نمِی تواند فرد سوم را به جا آورد. بنابر اِین اداِی فرد بعدِی مترتب بر ناتوانِی از اداِی فرد قبلِی است.
٢. مخِیره: کفّاره مخِیّره بر کفاره اِی اطلاق مِیشود که بر خلاف کفاره مرتبه مکلف از همان آغاز مِیان اداِی هر ِیک از خصال کفاره مخِیّر است.
٣. آمِیزه اِی از مرتبه و مخِیره: در اِین قسم، مکلف ابتدا مِیان چند فرد از افراد کفاره، مخِیر است و با ناتوانِی از همه آنها مِی تواند فرد بعدِی را به جا آورد.
٤. جمع: در کفاره جمع، همه افراد کفاره باِید انجام شود.
٥. معِینه: کفّاره معِینه عبارت است از ِیک عمل به خصوص که به عنوان کفاره بر مكلّف واجب مِی شود، مانند بعضِی کفارات حج که در کفارات احرام خواهد آمد.
موجبات کفاره مرتبه:
١. ظهار کفّاره ظهار (ظهار) که در آن، زوج با تشبِیه همسرش به پشت مادر خود، آمِیزش با او را بر خود حرام مِی کند، کفاره مرتبه است؛ ِیعنِی ابتدا باِید ِیک