فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٢٦
(٩) جواهر الكلام ١٥ /٢٢٠ .
(١٠) ٢٢٠؛ العروة الوثقى ٤/ ٦٧
(١١) جواهر الکلام ١٥/ ٢٤٤ ؛ العروة الوثقى ٤/٦٧
(١٢) جواهر الکلام ٥٢١/١٥؛ العروة الوثقى ٤/ ٢١٨ - ٢١٩
(١٣) وسائل الشيعة ٩/ ٣٤٣؛ المهذب ١ / ١٧٥ ؛ مختلف الشيعة ٣/ ٢٨٤
(١٤) جواهر الكلام ٢٢ / ٣٠ - ٣١ . و ٥٠ /٢٦
(١٥) الحدائق الناضرة ٢٣٥/١٩ ؛ . مجمع الفائدة ٨ / ٤٦٩
(١٦) النهاية / ٣٧٩ ؛ الوسيلة / ٢٥٣ ؛ مختلف الشيعة ٥/ ٩٤ - ٩٥ ؛ کتاب السرائر ٢/ ٢٦٢ ؛ تحرِیر الاحكام ٢/٣٠٨ ؛ تذكرة الفقهاء ١٠/ ١٨٩ - ١٩٠ ؛ جواهر الکلام ٢٣/٣٧٦.
(١٧) الدروس الشرعية ٣/ ٢٥٢ ؛ الحدائق الناضرة ٢٠/ ٨- ٩ ؛ جواهر الكلام ٢٨٤/٢٤
(١٨) جواهر الکلام ٤٨١/٢٢.
(١٩) ٣٧/١٤٩.
کظم غِیظ
کظم غِیظ: فروخوردن خشم.
از آن به مناسبت در باب حج سخن گفته اند.
کظم غِیظ از صفات پسندِیده و فضائل اخلاقِی است و در قرآن کرِیم از وِیژگِیهاِی پرهِیزکاران شمرده شده است. (١) در حدِیثِی از امام صادق (علِیه السّلام) آمده است: بنده اِی نِیست که خشم خود را فروخورد مگر آنکه خداِی عزّوجل، عزّت دنِیا و آخرت او را فزونِی بخشد. (٢) در حدِیثِی دِیگر امام باقر (علِیه السلام) مِی فرماِید:
کسِی که خشم خود را در عِین تواناِیِی بر عقوبت کردن فروخورد، خداِی تعالِی دل او را در روز قِیامت از اِیمنِی و اِیمان لبرِیز مِی کند. (٣)
کظم غِیظ در هر حال، بوِیژه در حال سفر نسبت به هم سفران مستحب است. (٤) (غضب)
(١) آل عمران / ١٣٤
(٢) الکافِی (کلِینِی) ١١٠/٢
(٣) الکافِی (کلِینِی) ١١٠/٢
(٤) منتهى المطلب ١٠/ ٣٨ ؛ وسائل الشيعة ١٢/ ١٧٥.
كعب
کعب: استخوان برآمده روِی پا از آلات قمار.
واژه کعب به معناِی نخست که در قرآن کرِیم نِیز به کار رفته است (١) بنابر قول مشهور، عبارت است از استخوان برآمده و برجسته روِی پاکه محل بستن بند کفش مِی باشد و از آن به «قُبَّةُ القَدَم» تعبِیر مِی شود. برخِی آن را به محل اتصال ساق و قدم که از آن به مفصل بِین ساق و قــدم تعبِیر مِی شود، تعرِیف کرده اند. (٢) از احکام آن در بابهاِی طهارت، نکاح و حدود سخن گفته اند.