فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١١٥
(١) جامع عباسِی / ٤٠٠
(٢) مفتاح الكرامة ١٧/ ٤٣٩ ماوراء الفقه ٨/ ٥٠٧
(٣) نضد القواعد الفقهية / ٤٦٤؛ مفتاح الكرامة ١٧/ ٤٣٨ - ٤٣٩ ؛ نظام الارث / ٤٣٣
(٤) رساله هاِی خطِی فقهى (جواهر الفرائض) ١٢١ - ١٢٥ ^
(٥) توضِیح البِیان / ٥٠٥ - ٥٣٥ ^
(٦) کتاب المکاسب ٢٤٧/٤؛ مصباح الفقاهة ٣٥٧/٥
(٧) القواعد الفقهية (بجنوردى /١/ ١٧٥
(٨) جواهر الكلام ٢٦/ ٣٦٤ - ٣٦٥ و ٢٧/ ٨ و ٧١؛ العروة الوثقى ٥ / ١٥٠ ؛ تحرير الوسيلة ٦٠٩/١
(٩) تفصِیل الشريعة (المضاربة ... ) / ٢١ ؛ نظام المضاربة / ٩٠ - ٩٢ ؛ جامع المسائل (فاضل) ١ / ٢٩٠ ^
(١٠) الانوار اللوامع ١٣/ ٣٦٤؛ جواهر الکلام ٢٨/ ٢٨٨
(١١) جامع المسائل (فاضل) ١/ ٣٤٣.
کسوف
کُسوف: خورشِید گرفتگِی.
اطلاق شاِیع کسوف در خورشِید گرفتگِی است و به تصرِیح برخِی لغوِیان در ماه گرفتگِی نِیز استعمال شده است. (١) (خسوف). از آن در باب صلات و نکاح سخن گفته اند.
خواندن نماز آِیات هنگام خورشِید گرفتگِی واجب است (٢) (نماز آِیات)
آمِیزش کردن هنگام خورشِید گرفتگِی مکروه است. (٣)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لسان العرب و النهاية ابن اثِیر)، واژه «کسف»
(٢) جواهر الكلام ١١ ٤٠٠ - ٤٠٥ : العروة الوثقى ٣ / ٤٣
(٣) جواهر الكلام %٢٩/ ٥٤ ؛ العروة الوثقى ٥/ ٤٨٩
كسوفِین
کسوفِین: خورشِید و ماه گرفتگِی
به خورشِید گرفتگِی «کسوف» کسوف و به ماه گرفتگِی «خسوف» خسوف گوِیند؛ لِیکن گاه از باب تغلِیب ِیکِی بر دِیگرِی «خسوفِین» ِیا «کسوفِین» به صِیغه (تثنِیه» به کار مِی رود که بر هر دو اطلاق مِی شود.
کسوه ← لباس
کش
کش: شاخه نرِینه درخت خرما که با آن درخت را بارور مِیکنند. (١)
از آن به مناسبت در باب مساقات سخن گفته اند.
در مساقات مساقات) عامل موظف است امور مربوط به رشد و نمو درختان؛ اعم از آبِیارِی زدودن علفهاِی هرز، هرس کردن درختان و مانند آن را انجام دهد؛