فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٠٧
کسبهاِی مکروه:
الف، مشاغلِی که غالباً منجر به امرِی حرام ِیا مکروه ،شوند مانند شغل صرافِی از اِین جهت که فرد در معرض ابتلا به ← رِیا (ربا) مِیباشد؛ کفن فروشِی از اِین جهت که فروشنده انتظار مرگ دِیگران را مِیکشد؛ فروختن غذا و مواد خوراکِی که چه بسا منجر به احتکار احتکار) مِی شود؛ ذبح و نحر حِیوانات که موجب قساوت قلب کشنده مِی شود و برده فروشِی که در رواِیات آمده است: «بدترِین مردم کسِی است که مردم را بفروشد. در کراهت امور ِیاد شده، حرفه بودن آنها مدخلِیت دارد. بنابر اِین، انجام دادن آنها به صورت موردِی و اتفاقِی مکروه نِیست. (٧٢)
ب مشاغلِی که کراهت آنها به جهت پستِی جاِیگاهشان است. از اِین قسم است: بافندگِی ( بافندگِی)، حجامت(← حجامت)، اجاره دادن حِیوان نر براِی جفت گِیرِی برخِی، کراهت اخذ اجرت بر حجامت را به فرض اشتراط اجرت مقِیّد کرده اند. (٧٣)
ج مشاغلِی که به جهت شبهه ناک بودن مکروه اند، مانند کسب کودکان در صورتِی که احتمال وقوع در حرام در کسب اِیشان برود؛ اما بدون چنِین احتمالِی، کسب آنان کراهت ندارد؛ گرچه برخِی به نحو مطلق کسب کودکان را مکروه دانسته اند.
محل کراهت (مکروه) کسب ولِی است به وسِیلهٔ کودک ِیا تصرف در مالِی که کودک از راه کسب به دست آورده است و ِیا اِینکه خود کودک پس از بلوغ و رفع حجر در آن تصرف کند. از اِین قسم، کسب کسِی است که از حرام پرهِیز ندارد. (٧٤)
کسبهاِی مستحب: در رواِیات تجارت از بهترِین و با برکت ترِین مشاغل شمرده شده است. همچنِین کشاورزِی درخت کارِی و دامدارِی از مشاغلِی است که در رواِیات به آنها سفارش شده است. (٧٥)
دِیگر احکام
صلات: کسِی که سفر شغل او است مانند راننده چوبدار پِیک و بازرگانِی که براِی عرضه و فروش کالاهاِی خود دوره گردِی مِیکند و از شهرِی به شهرِی