شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٧١ - سرزنش سستى مردم عراق در دفاع
بن كعب فرماندار على عليه السلام كه به او مشكوك شده بود، در عين التّمر دستگير و زندانى شد، نعمان كه مىخواست از مالك انتقام بگيرد دو هزار نيرو از معاويه دريافت كرد و حركت كرد تا به عين التّمر نزديك كوفه محل حكومت مالك رسيد.
مالك كه قبلاً هزار نيرو در اختيار داشت و به علّت احتياج نداشتن به آنها، نهصد نفرشان را مرخّص كرده بود كه به كوفه بروند و صد نفر را نگه داشته بود ولى وقتى متوجّه شد نعمان بن بشير به طرف عين التّمر مى آيد و قصد حمله دارد، به حضرت على عليه السلام نامه نوشت و گفت نعمان بن بشير با نيروهاى زيادى به محل من فرود آمده است، نظر شما چيست؟
وقتى نامه به حضرت رسيد، حضرت بالاى منبر رفتند و بعد از حمد و ثناى الهى مردم را دعوت كردند و فرمودند به سوى مالك بن كعب برادرتان حركت كنيد، زيرا نعمان بن بشير با جمعى از اهل شام كه تعدادشان زياد هم نيست به محل مالك حمله كرده و شما به كمك برادرانتان بشتابيد، اميد است خداوند به وسيلۀ شما بخشى از كافران را نابود كند.
مردم به دعوت حضرت توجهى نكردند تا اينكه حضرت على عليه السلام سوى رؤسا و معتبرين قبايل فرستادند و امر كردند مردم را تحريك و تشويق كنيد براى حركت، آنها هم چندان نتوانستند كارى بكنند و تنها در حدود سيصد نفر جمع شدند. مالك بن كعب وقتى ديد نيرويى از كوفه به كمكش نيامد با همان صد نفر نيرويى كه در اختيار داشت با اضافۀ عدّۀ كمى ديگر، به دفاع پرداخت و نيروهاى نعمان بن بشير را شكست داد. وقتى خبر شكست نعمان و پيروزى مالك به حضرت رسيد و ديدند با آن همه تشويق و دعوتى كه كردهاند فقط سيصد نفر جمع شدند و اكثر مردم بى تفاوت و بى غيرت هستند، به ايراد خطبه پرداختند»[١] و در مقام شِكوه و سرزنش مردمِ عراق
[١]. نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ٣٠٣ و ٣٠٤.