شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥٣ - صفات قاضى نالايق
علت از بين رفتن دين با قياس اين است كه افكار اشخاص مثل خودشان مختلف است و اگر بنا باشد هر كس طبق ذوق و سليقۀ خودش از اسلام برداشتى داشته باشد، مخصوصاً در مسائل فقهى و قضايى، در اين صورت چيزى براى اسلام نمىماند و هر كس فهم خود را از دين، پاى دين مىگذارد و به حساب دين فرض كند، اينجاست كه هفتاد و دو ملت پيدا مىشود و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود فقط يكى از آنها بر حق هستند.[١]
صفات قاضى نالايق
«جاهلٌ خبّاطُ جهالاتٍ» (نادانى است كه بدون راهنما در نادانىها سير مىكند).
«خبط» يعنى سير و حركت بدون بصيرت و راهنما.
كسى كه دانستنىهاى او بافتههاى ذهنى خودش مىباشد بسيار در نادانىها سير مىكند و مانند شترى است نابينا كه دست خود را هر كجا بگذارد به خطا مىرود.
«عاشٍ رَكّابُ عَشَواتٍ» (شب كورى است كه بسيار بر تاريكىها سوار مىشود).
«عَشَوات» جمع «عَشوَة» به معنى تاريكى و شب كورى است. «ركّاب» صيغۀ مبالغه از مادّۀ ركوب است به معنى سوارى. اين شخص تاريكىها را خيلى سوار مىشود و حركت او آگاهانه و از روى بينش نيست و بدون راهنما با تندى و شتابزدگى در تاريكىها قدم بر مىدارد.
«لَم يَعَضَّ عَلَى العِلمِ بضِرس قاطِعٍ» (با قاطعيت بر علم دندان نگذاشته است)
اين شخص كه حق و باطل را تشخيص نمىدهد در واقع علم را گاز نگرفته و به
[١]. كنزالعمّال، ج ٢، ص ٣٨١.