شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣١ - و هيچ ملامت كنندهاى ملامت نكند مگر خودش را
پروردگار است كه خداى همۀ جهانيان است.
همه حمدها از همۀ حمدكنندگان مخصوص خداست. چرا؟ چون پرورش دهنده و پروردگار جهانيان است و بخشنده و مهربان است و صاحب و فرمانرواى روز جزاست. به اصطلاحِ اهلِ مدرسه، تعليق حكم بر وصف مشعر به عليّت است. يعنى اگر حكمى را ذكر كرديم و بعد يك يا چند صفت آورديم، همينكه اين حكم را معلّق و آويخته به اين وصف يا اوصاف كرديم، دلالتِ خفى دارد برا اينكه، علت حكمِ قبلى، اين صفت يا صفات، هستند.
مثلاً مىگوييم «حسينِ شهيد را احترام كن» يعنى علت احترام او شهادتش مىباشد.
در سورۀ حمد هم وقتى مىگوييم همۀ سپاسها و ستايشها مختصّ خداست و چنين حكمى مىكنيم، به خاطر اين است كه «ربّ العالمين» و «رحمن و رحيم» و «مالِك يومِ الدّين» است و كسى كه اين اوصاف را داراست شايسته مدح و ثناء و سپاس و ستايش است و چون همه اينها فقط از اوست، و اگر ديگران كمالات و نعمتهايى دارند منشأ آن خداست، لذا حمد و سپاس از هر كس براى هر چيز در واقع حمد و سپاس خداست.
«و لا يَلْمُ لائِمٌ الاّ نَفْسَه» (و هيچ ملامت كنندهاى ملامت نكند مگر خودش را)
عقلاً كسى را ملامت و سرزنش مىكنند كه خطاكار باشد هر چند گناه و خطاى خود را به گردن ديگران بيندازد. گاهى انسان شر و پيشامد ناگوار را چون سببش براى او مخفى است، به زمانه و يا اين و آن نسبت مىدهد، در حالى كه ريشهاش به خود او بر مىگردد.
روز قيامت وقتى پيروان شيطان او را ملامت مىكنند كه چرا ما را گمراه كردى؟