شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١٩ - معرّفى حق
حيوان مىباشد.
بنابراين تميز حق از باطل و نجات آن از بين خرافات و اميال شيطانى نياز به مبارزه و روشنگرى دارد و گويا طورى شده است كه باطل غلبه نموده و همه جا را فرا گرفته است و آشكار نمودن حق و معرفى آن نياز به جرّاحى دارد تا پردههاى جهل و باطل كنار رود و حق ظاهر گردد و طرفداران باطل، كه به ظاهر چهرۀ اسلام نما دارند، مانند طلحه و زبير و عايشه كه سردمداران جنگ جمل هستند، به مردم معرفى شوند و مخالفت آنها با حق آشكار گردد.
«مالِى و لِقُريشٍ؟ واللّهِ لَقَد قاتلتُهُم كافِرينَ، و لَاُقاتِلَنَّهُم مَفْتُونينَ و اِنّى لَصاحِبُهُم بِالامسِ كَما اَنا صاحِبُهُم اليومَ» (مرا چه كار با قريش؟ (سبب جنگ ما با آنها چيست؟) به خداوند سوگند - در زمان پيامبر - با آنها جنگيدم در حالى كه كافر بودند و هر آينه امروز با اصحاب جمل مىجنگم در حالى كه گرفتار فتنه شدهاند، و به درستى كه من ديروز با قريش در جنگ مصاحبت داشتم، همانطور كه امروز مصاحبت دارم).
اشاره است به عدم تغيير حالت حضرت در شدت عمل و مبارزه با اصحاب جنگ جمل، مثل مشركان زمان پيامبر.
ابن ابى الحديد مىنويسد: «لِاَنَّ الباغى عَلى الامام مَفتونُ فاسقٌ و هذا الكلام يؤكِّد قولَ اصحابنا: اِنَّ اصحاب صفّين والجمل لَيسوا بكفّار، خلافاً للامامية، فانّهم يزعُمونَ اَنَّهم كفّار»[١]
مىگويد: سخن حضرت على عليه السلام كه مىفرمايد: جنگ من با قريش در گذشته (زمان پيامبر) به جهت كفرشان بود و امروز به خاطر اين است كه گرفتار فتنه شدهاند، اين كلام تأكيد مىكند قول اصحاب ما (اهل سنّت) را كه معتقديم اصحاب صفّين و جمل كافر نبودند فقط بر امام خود تعدّى نمودند و گرفتار فتنه شدند و فاسق بودند و بر
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ١٨٧.