شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤٧ - قضاوت بدون دانش و اطّلاع
كه عوام و مردم جاهل چون از درك و بصيرت لازم برخوردار نيستند در صورت ظاهرى مانند مردم هستند، امّا در باطن نسبت به درك و فهم مسائل عقلى و درك حقايق، جاهل هستند. پس اين طور افراد ساده كه در كارها بصيرت ندارند، فريب مىخورند و فكر مىكنند هر كس در لباس قاضى بود صلاحيت قضاوت دارد.
مردمى كه با بودن على عليه السلام كه باب علم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و با وجود اولاد طاهرينش، آنها را رها مىكنند و سراغ قاضيان جور و يا امثال ابوحنيفه مىروند كه در قضاوت رأى و ذوق و استحسان خود را به كار مىگيرند، شايستۀ چنين تعبيرى هستند كه حضرت على عليه السلام بفرمايند اينها انسان نيستند و شبيه انسان هستند.
«بَكَّرَ فَاستَكثَرَ مِنْ جَمعِ ما قَلَّ منه خيرٌ ممّا كَثُرَ» (هر روز صبح كرد و در پى افزايش چيزى بود كه كمِ آن بهتر از زيادش است)
«بَكَّرَ» از ريشۀ «بُكرة» به معنى صبح است و چون انسان معمولاً صبحها سراغ كار مىرود، لذا در ميان عربها هر كارى را كه انسان با سرعت و شتاب دنبال آن مىرود مىگويند: «بَكَّرَ» و فرقى بين شب و روز نيست، اگر در شب هم در انجام كارى شتاب كند و سراغ آن برود مىگويند: «بَكَّرَ» و اين تعبير كنايه است از شدت اهتمام به كارى.
در حديث وارد شده «بَكِّروا بصلاة المغرب» سرعت بگيريد به نماز مغرب: در اينجا «بكِّروا» در مورد شب استعمال شده است و در مورد روز مىفرمايد: «بَكِّروا بالصّدقة»[١](صبح كنيد به صدقه دادن) صبح، هنگام خارج شدن از منزل اوّل صدقه بدهيد، بعد دنبال كار و فعّاليتِ روزانه برويد.
حضرت مىفرمايد اين قاضيان ناصالح با شتاب سراغ آموختن رفتهاند و علوم مختلفى را جمعآورى كردهاند، امّا علومى كه به درد قضاوت نمىخورد چون از راهش وارد نشدهاند و علوم و دانش خود را از محمد صلى الله عليه و آله و سلم و آلش كه كانون علم
[١]. وسائل الشيعة، ج ٦، كتاب الزكاة باب استحباب التّكبير بالصّدقة، حديث ١ و ٧.