شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٠٧ - اصناف چهارگان١٧٢٨ مردم
بسم الله الرحمن الرحيم
درس چهل و دوّم:
اصناف چهارگانۀ مردم
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در اين خطبه اشاره دارند به مردم طالب دنيا و مردم زمان خودشان آنها را از لحاظ موقعيت اجتماعى و روحيات و نحوۀ برخوردشان با مفاسد اجتماعى و نيز طرز فكر و عمل آنها، به چهار دسته تقسيم مىكنند و در آخر مىپردازند به ذكر ويژگىهاى خداجويان كه پنج گروهند.
مىفرمايد:
«فَالنّاس عَلى اَرْبَعَةِ اَصْنافٍ: مِنْهُم مَنْ لايَمْنَعهُمُ الْفَسادَ فِى الارض اِلّا مَهانَة نَفسِهِ و كلالَةُ حَدِّه و نَضيضُ وَفرِه» (يك دسته از مردم كسانى هستند كه آنها را از فتنه و فساد روى زمين منع نمىكند مگر خوارى آنها، و كندى شمشير و كمى مال. يعنى مىخواهند امر به معروف و نهى از منكر كنند و از فساد و انحراف و حكومت طاغوت، جلوگيرى كند اما قدرت اجتماعى و مالى ندارند و از اعتبار و موقعيت اجتماعى برخوردار نيستند).
«نَضيق» يعنى كمى و «وَفر» به معنى مال است. صفت به موصوف اضافه شده است يعنى مالِ كم.
«و مِنهم المُصلِتُ لِسَيفِه، و المُعلِنُ بِشَرِّه، و المُجلِبُ بخيله و رَجلِهِ، قَد اشْرَطَ نَفسَهُ و اَوبَقَ دِينَه لِحُطامٍ يَنتَهِزُهُ، اَوْ مِقنَبٍ يَقودُه او مِنبَرٍ يَفرَعُهُ» (و بعضى از مردم كسى است كه شمشير از غلاف مىكشد و شرّ و بدى خود را