شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥٦ - صفات متضاد اميرالمؤمنين عليه السلام
مقدارى خاك روى آن بود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آنها را به صورت مشركين ريخت و فرمود: چهرهها تباه و زشت باشند پس هيچ مشركى نماند مگر اينكه اين خاك و سنگ ريزه در چشم و دهان و و چانۀ او داخل شد. بعد از آن مؤمنان همۀ مشركان را كشتند و اسير گرفتند.[١]
پس پيروزى واقعى به دست خداى قادر متعال است كه نيروى جسمانى و معنوى مىدهد و انسان را نيرومند و قوى مىسازد كه بتواند با ايمان و اعتقاد كامل در برابر دشمنان مبارزه كند.
صفات متضاد اميرالمؤمنين عليه السلام
در احوالات امير المؤمنين عليه السلام گفته مىشود در وجودشان اضداد (صفات متضاد) جمع شده است. مثلاً زهد و عبادت و عرفان حضرت على عليه السلام را اگر انسان مطالعه كند و شب زنده دارى و دعاهاى شبانه آن حضرت را ببيند، به نظر مىآيد حضرت امير عليه السلام جز دعا و گريه كار ديگرى نداشته است. اما وقتى ميدان جنگ را نگاه مىكنيم مثل يك كسى كه تمام عمرش را در ميدان گذرانده و كار آزموده است برنامه ريزى دارد و دستور مىدهد صف آرايى شود، و سربازان اسلام در ميدان با قدرت بجنگند. اما همين اميرالمؤمنين عليه السلام وقتى مىشنود لشكر معاويه خلخال از پاى زن يهودى كه در پناه اسلام بوده در آوردهاند به شدت ناراحت مىشود و مىفرمايد اگر انسان از غصه بميرد جا دارد.[٢]
آن وقت آن قوتِ قلب در جنگ با اين رقّتِ قلب چگونه سازگار است؟
بعضى مىگويند اين كه گفته مىشود على عليه السلام شبها از خوف خدا غش مىكرد، نبايد باور كرد چون غَش كردن از ضعف است و حضرت على عليه السلام كه آنقدر قوّت قلب داشت نبايد غَش كند! اما در جواب بايد گفت: حضرت امير عليه السلام كه اين قدر قوت قلب
[١]. مجمع البيان، ج ٤، ص ٥٣٠.
[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٢٧.