شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٩٦ - معتقد به معاد بىوفايى نمىكند
اسماعيل به جبّار گفت اگر دروغ بگويى خداوند آنچه را به تو عطا كرده از تو بگيرد. در اين هنگام دندانهاى جبّار همه ريخت. جبّار به پادشاه گفت من به اين بندۀ صالح دروغ نسبت دادم. از او بخواه دعا كند خداوند دندانهاى مرا به من برگرداند. من پيرمرد بزرگسالى هستم. پادشاه از اسماعيل خواست تا برايش دعا كند. اسماعيل گفت: دعا مىكنم. گفت: همين الان؟ گفت: نه. پس دعا را تأخير انداخت تا وقت سحر، سپس دعا كرد. حضرت امام صادق عليه السلام بعد از نقل اين سرگذشت به راوى فرمود: اى فضل! بهترين وقتى كه خدا را مىخوانى در وقت سحرهاست[١]. خداوند تبارك و تعالى فرمود: (وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ)؛[٢]اهل تقوا در سحرها آمرزش مىخواهند.
آرى عمل به قرار و وعده يكى از نشانههاى مؤمن است و خُلف وعده نشانۀ نفاق به حساب مىآيد و اين گونه اشخاصى كه براى پرهيز از خلف وعده اين گونه به طور جدّى به وعدۀ خود وفا مىكنند، سزاوار است كه خداوند پاداش عمل نيك و صداقتشان را به بهترين وجه عطا فرمايد و آنان را مستجابُ الدّعوه قرار دهد. (لِيَجْزِيَ اَللّهُ اَلصّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ)؛[٣]تا خداوند درستكاران را به راستيشان پاداش دهد.
معتقد به معاد بىوفايى نمىكند
«وَ لَايَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ كَيْفَ الْمَرجِعُ» (و كسى كه بداند بازگشتش چگونه است ترك وفا نمىكند)
«غدر» در لغت به معناى ترك است. خداوند در قرآن مىفرمايد: (لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً)؛[٤]كتاب عمل هيچ عمل كوچك و بزرگ را فرو نمىگذارد. و غدر در اينجا به معنى ترك وفا مىباشد. و چون «لا يغدر» در كلام حضرت بعد از اهميت وفا آمده است به معنى خيانت و حيله است؛ يعنى ترك وفا. به گودالى كه باران در آن جمع مىشود «غدير» مىگويند و در حقيقت به بارانى كه در گودال ترك شده است غدير گفته مىشود ولى به اعتبار علاقه حالّ و محل به خود گودال كه محلِّ بارانِ ترك شده و رها شده است، غدير مىگويند.
[١]. شرح نهج البلاغه، ميرزا حبيب اللّه خوئى، ج ٤، ص ١٩٦.
[٢]. ذاريات (٥١)، ١٨.
[٣]. احزاب (٣٣)، ٢٤.
[٤]. كهف (١٨)، ٤٩.