شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٩ - فرهنگ محيط بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
الدّين» دين تشبيه شده است به حبل يعنى ريسمان و رشته اتصال چون ايمان وسيله ارتباط است و در حقيقت «مشبه به» يعنى حبل به «مشبه» يعنى دين اضافه شده است.
حضرت مىفرمايد: در محيطى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مبعوث شد كه فتنهها رشتۀ دين را قطع كرده بود.
«و تزعزعت سوارى اليقين» (و استوانههاى يقين يعنى حق و عقايد و اعتقادات يقينيه، متزلزل و مضطرب شده بود).
«و اختلف النجر» اصل و ريشه دين و معرف الهى مختلف شده بود و افرادى نبودند كه مردم را بيدار و راهنمايى كنند. «نجر» به معنى اصل و ريشه است و به نجّار، نجّار مىگويند چون با پايهها و اصل و ريشه درخت سر و كار دارد.
«و تشتّت الامر» در جامعه هيچ قانونى حكم فرما نبود و كار دين و مردم مختلف و در هم و بر هم و پراكنده شده بود. مردم عربستان با كنار گذاشتن توحيد و نبوت در اصول دين دچار اختلاف و پراكندگى شده بودند.
«و ضاق المخرج و عمى المصدر» و بر مردم راه خروج از فتنهها و محل برگشتن از آنها تنگ شده بود، كور و ناپيدا گشته بود. در زمان پيامبر فتنهها مردم را فرا گرفته بود و آداب و رسوم جاهليت و تقليدهاى كوركورانه از پدران، گسترده شده بود.
«فالهدى خامل و العمى شاملٌ» نور هدايت در ميان آنها خاموش شده و كورى و نابينايى فراگير گشته بود (به جز افراد معدودى همه در جهل و بى خبرى به سر مىبردند).
«عصى الرّحمن و نُصِرَ الشيطانُ و خذل الايمان».
خداى رحمان بين مردم نافرمانى و معصيت شده و شيطان يارى و تقويت گشته و