شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٠١ - بيان رموز و اسرار
«تُميهون» فعل مضارعِ جمع مخاطب از باب افعال است از مادّۀ «ماء» به معنى آب، و ماء در اصل «مَوْه» بوده چون جمع مكسّر آن مياه مىشود و مصغّر آن مُوَيه. از اين راه به اصل آن پى مىبريم.
در ادبيات عرب اصطلاحى است كه مىگويند: «التَّكسير و التَّصغير يردّ انِ الاشياء الى اصولها» جمع مكسّر (يعنى جمعى كه بناى مفردش به هم خورده است) و اسم مصغّر (كوچك شده) اشياء را به اصلشان بر مىگردانند يعنى اوّل به ريشه اصلى بر مىگردند بعد جمع مكسّر و يا اسم مصغّر مىشوند و از اين راه مىشود فهميد ريشۀ لغت چيست. لذا اصل «ماء»، «مَوْه» است و اين را از مياه (جمع مكسّر) و از راه مصغّر مُوَيه (آب كوچك) مىفهميم.
در اين جمله حضرت امير عليه السلام راه حق را تشبيه مىكنند به آب چاه و مىفرمايند همانطور كه براى دست يافتن به آب چاه لازم است با افراد كارشناس و مهندسين خبره مشورت شود و از آنها نظرخواهى شود. در امور دينى و يافتن راه حق احتياج به كارشناس و راهنما داريد تا به آب زلال معرفت و چاه عميق و حقيقت برسيد.
بيان رموز و اسرار
«اليوم اُنطِقُ لكم العجماء ذاتَ البيان».
(امروز براى شما به سخن در مىآورم لال و بى زبانى را كه بيان دارد).
«عجماء» مؤنث «اعجم» است يعنى فارسى زبان و غير عربى. زبان عربى خيلى وسعت دارد و گويا است و بقيۀ زبانها محدودند و وسعت ندارند حتى زبانهاى انگليسى و تركى و... اينها همه اعجم يعنى بسته هستند و عربها ما را كه فارسى زبان هستيم زبان بسته مىدانند چون اعجم يعنى كسى كه زبان ندارد.
شارحان نهج البلاغه مثل ابن ابى الحديد و ميرزا حبيب اللّه هاشمى خويى مىگويند منظور از «عجماء» مطالب همين خطبه است كه داراى رموز، اشارات، كنايات، تشبيه و