شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٣٦ - اقرار عقلا و اخذ به ظاهر
و خود را به بصره رساندند[١] و جنگ شديدى بين سپاه اميرالمؤمنين عليه السلام و اصحاب جمل اتفاق افتاد و هفتاد نفر كه هر كدام افسار شتر عايشه را در دست داشتند كشته شدند. ابو مخنف از ابن زبير نقل مىكند هيچ روزى را مثل روز جنگ جمل نديدم كه دو گروه مانند دو كوه پايدار مقابل يكديگر قرار داشتند.[٢]
در اين چند جمله على عليه السلام زبير را بر بيعت شكنى توبيخ مىكند و عذر زبير را كه مىگويد من به ظاهر بيعت كردم و قلباً معتقد نبودم، نمىپذيرد و او را دعوت مىكند به بازگشت به بيعتى كه از آن خارج شده است:
«يَزعَمُ انَّه قد بايَعَ بيده و لم يُبايِع بِقَلبِه» (زبير مىپندارد فقط با دست بيعت كرده و با قلبش بيعت ننموده است)
«زعم» در كتابهاى نحو به معناى ظنّ و گمان ذكر شده ولى به هر تصور و صورتِ ذهنى از مطلب، گفته مىشود حالا ظن و گمان باشد و يا خيال باطل «و زَعَمَ يزعَمُ زعماً» معمولاً در مواردى به كار مىرود كه كسى سخنى باطل و بى اساس و خلاف واقع دارد. مثلاً خداوند در قرآن مىفرمايد: (زَعَمَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا)؛[٣]كافران خيال كردند هرگز برانگيخته نمىشوند. كه معلوم است اين گمان باطلى است.
حالا در اينجا حضرت على عليه السلام مىفرمايد زبير چنين خيال مىكند كه در ظاهر بيعت كرده و باطناً بيعت نكرده است و اين را براى خود بهانه قرار داده براى نقض بيعت.
اقرار عقلا و اخذ به ظاهر
«فقد اَقَرَّ بالبَيْعَةِ و ادَّعَى الوَليجَةَ»[٤](پس زبير اقرار دارد بيعت كرده است و ادعا مىكند باطنش بر خلاف ظاهر بوده است)
زبير چون اقرار به بيعت كرد اين اقرار بر عليه او نافذ است همانطور كه و
[١]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ١٩٠.
[٢]. شرح ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٦٦.
[٣]. تغابن (٦٤)، ٧.
[٤]. وليجه: سرّ و باطن.