شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٨٢ - خطب١٧٢٨ پانزدهم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
خطبۀ پانزدهم
و من كلامٍ له عليه السلام فيما ردّه على المسلمين من قطائع عثمان:
«وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ، وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ، فَإِنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً، وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ».
از سخنان آن حضرت است دربارۀ آنچه از قطعههاى بخشيده شدۀ عثمان به مسلمانان برگرداندند.
«واللّه لو وجدته قد تزوّج به النّساء، و مُلِكَ به الاماء لرددته» (مىفرمايد: به خداوند سوگند اگر بيت المال را بيابم كه قبالۀ زنانشان قرار داده شده باشد، و يا بواسطۀ آنها كنيزانى خريده شده باشند حتماً آن را به بيت المال بر مىگردانم).
فعل تُزُوّج و مُلِكَ نسبت داده شده به نساء و اماء كه مؤنّث هستند ولى فعلها مذكر آورده شده مثل قول خداوند در سورۀ يوسف عليه السلام كه مىفرمايد: «قال نسوة» فعل «قال» را بدون تاء تأنيث به مؤنّث (نسوة) نسبت داده است.
اين خطبه را حضرت در مدينه، روز دوم بيعت ايراد فرمودند.
و «قطايع» جمع «قطيعه» است به زمينها و مناطقى كه پادشاهان در اختيار خود مىگرفتند و به اطرافيان و خويشان و وزار واگذار مىكردند قطايع گفته مىشود. چون آنها را قطعه قطعه مىكردند و از بيت المال جدا نموده، به اين اشخاص مىدادند. در لغت مىگويد «قطايع» اسم زمينها و قلعههايى غير منقول است و ابن ابى الحديد مىنويسد:
قطايع چيزى است كه امام به بعض افراد مىدهد، از زمين بيت المال كه ماليات دارد و ماليات آن را نمىگيرد و فقط مقدار كمى عوض مىگيرد و قطايع را عثمان به