شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥٠ - قضاوت بدون دانش و اطّلاع
در قضاوتِ خود خاطر جمع نيست و مردد است آيا درست حكم كرده يا به خطا رفته است، و چون بر اساس ميزان صحيحى مثل كتاب و سنت قضاوت نكرده و مبناى حكم خود را قياس و استحسان و اجتهاد رأى قرار داده است، نگران قضاوت خود مىباشد و دلگرم نيست.
«فَاِنْ اَصابَ خافَ اَنْ يَكونَ قَد اَخْطَأ» (و اگر درست قضاوت كرده باشد باز هم مىترسد نكند خطا كرده باشد).
از آنجايى كه درايت و بينش لازم را در حكم و فتوى ندارد اگر در واقع صحيح نيز حكم كرده باشد دلش آرام نيست و ترسناكِ خطاى خود مىباشد.
«و اِنْ اَخطَأَ رَجا اَن يكونَ قَد اَصابَ» (اگر در واقع به خطا رفته باشد اميد دارد كه به واقع رسيده باشد)
وقتى در قضاوت و يا فتوى ملاك و معيارِ صحيح و ثابتى وجود نداشت، اين گونه تزلزلها و اضطرابهاى فكرى براى قاضى و يا مُفتى بوجود مىآيد.
مرحوم ابن ميثم بحرانى مىنويسد: «الرّجا هو ارتياج النفس لانتظارِ ما هو محبوبٌ عندها فهو حالةٌ تصدر عن علمٍ و تقتضى عملاً[١]» (رجا و اميدوارى لذت و شادى نفس است به جهت انتظار چيزى كه محبوب در نزد نفس است، پس رجا جايى است كه از روى علم به محبوب سر ميزند و اقتضاى عمل دارد) مىفرمايد: انتظار كشيدن چيزى كه اسبابش فراهم است و يا شخصِ اميدوار در صدد فراهم كردن آن است شايسته است به آن رجا گفته شود. اما انتظار بى جا و بدون عمل و بدون فراهم كردن اسباب، نوعى غرور و حماقت است؛ بنابراين قاضى اگر معلومات لازم را نداشت و اسباب قضاوت در اختيارش نبود، رجا و اميد رسيدن به واقع برايش معنى ندارد.
[١]. شرح نهج البلاغۀ ابن ميثم، ج ١، صص ٣٠٤ و ٣٠٥.