شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٨٤ - عوامل قتل عثمان
در ايران و مصر و شامات جمع شده بود در اختيار اطرافيان و خويشان خود گذاشت.
٤. ابن ابى الحديد مىنويسد: «عثمان بنى اميه را بر گردن مردم سوار كرد و ولايتها را به آنها داد و سرزمينها را بين آنها تقسيم كرد و آفريقا در زمان او فتح شد، پس خمس كل آن را گرفت و همه را به مروان بخشيد و چهار هزار درهم هم به عبداللّه خالد داد و حكم بن ابى العاص را كه پيامبر تبعيد كرده بود برگرداند و صد هزار درهم به او داد و فدك را كه ملك فاطمه (سلاماللّه عليها) بود به مروان داد و ابوذر را به ربذه تبعيد كرد و عبداللّه بن مسعود را آنقدر كتك زد كه دندههايش شكست[١]».
٥. ابن ابى الحديد از تاريخ طبرى نقل مىكند: «عثمان كارهاى مشهورى انجام داد كه باعث خشم مردم شد و بنى اميّه را بر مردم امير قرار داد، مخصوصاً فاسقان از آنها و كسانى را كه نادان و كم دين بودند. و بيت المال را در اختيار آنان گذاشت».
«وَ لَوْ اَمَرْت به لكنتُِ قاتِلاً او نهيتُ عنه لكنتُ ناصراً» (اگر به كشتن عثمان فرمان داده بودم كشنده او بودم و اگر از آن جلوگيرى كرده بودم ياور او بودم).
در ابتدا وقتى اوضاع نابسامان شد و اعتراضات مردم بالا گرفت چندين مرتبه عثمان به على عليه السلام رو آورد و كمك خواست، حضرت به او فرمود روش خود را عوض كن و افراد نالايق را از كنار خود دور كن و او به حضرت قول داد چنين كند اما باز هم تخلّف كرد، تا اينكه اوضاع بسيار متشنّج شد و حضرت بى طرف شدند.
«غَيرَ اَنَّ مَن نَصَرَه لا يَستطيعُ اَن يَقولَ خَذَلَهُ مَن اَنا خير مِنهُ و مَن خَذَلَه لا يَستَطيعُ اَن يَقول نَصَرَه مَن هو خيرٌ مِنّى» (ولى كسى كه او را يارى كرد نمىتواند بگويد من بهتر از خوار كننده او هستم و كسى كه او را خوار كرد نمىتواند بگويد كسى كه او را يارى كرد از من بهتر
[١]. شرح ابن ابى الحديد، ج ١، ص ١٩٨ و ١٩٩.