شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤ - روش بندگى و برخورد سالم با بندگان خدا
اساس حقيقت و پيروى از فرامين و دستورات الهى استوار كنيم و بدانيم مخلوق خالقِ هستى مىباشيم و هر چه داريم از اوست و چگونه شايسته است با خلق خدا رفتار كنيم و در نعمتهاى بى حد و حساب او چطور تصرف كنيم؟ و چه كنيم تا روش و برنامه زندگى ما سرتاسر مبتنى بر اين حقيقت باشد؟ مثلاً اگر پدرى فرزندانى دارد اينها خواهى نخواهى فرزند اين پدر هستند ولى بعضى از آنها به خاطر ادب و معرفتى كه دارند به اين جهت توجّه دارند كه وجود ما از بركت وجود پدر مىباشد و ما ثمره وجود او هستيم كه اگر نبود ما هم نبوديم و پدرمان به ما لطف داشته و ما را رشد و نمو داده و بزرگ كرده و چه بسا خوب هم تربيت كرده است، فرزند اين جهات را در نظر مىگيرد و بعد مىگويد بايد با پدرمان خوش رفتارى كنيم و احترام او را نگه داريم و قدرش را بدانيم چنين فرزندى علاوه بر اينكه تكويناً و وجوداً فرزند اين پدر است، از نظر روش فرزندى هم به تكليف و وظيفۀ خود عمل مىنمايد، حالا شما به جاى پدر و فرزند، خالق و مخلوق را در نظر بگيريد.
روش بندگى و برخورد سالم با بندگان خدا
همه عالم مؤمن و كافر، زشت و زيبا، مخلوق خالق هستى اند منتهى بعضى بندگان اين جهت را در نظر مىگيرند كه ما هر چه داريم و هستيم از خداست و علاوه بر اين باور و اعتقاد، زندگى خود را نيز بر اين مبنى و اساس استوار مىكنند. فرضاً با خود مىگويند من چرا به اين بندگان ضعيف ظلم كنم، اينها همه بندگان خدا هستند و چرا به نظر كوچكى و حقارت به آنها نگاه كنم، آنها مخلوقاند، من هم مخلوق. چرا حق ديگران را بخورم. لذا وقتى بندگان چنين فكرى با خود كردند اين روش بندگى مىشود و وقتى روش بندگى را دانستند خوب و پسنديده زندگى مىكنند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد: عبادت ده جزء است و نُه جزء آن طلب رزق حلال قرار داده