شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٨١ - اختيار و انتخاب انسان
مجبور نيست و سر دوراهى است. قانون پروردگار اين است كه ما بايد سر دوراهى باشيم تا توبه اثر كند، مثلاً ملائكه فقط سَرِ يك راه هستند و آن راهِ عصمت و عفّت و اطاعت است و اصلاً هواى معصيت ندارند، چون ملائكه معصومند، ولى اين عصمت قهرى است و ارزش زيادى ندارد.
حيوانات هم سَرِ يك راه قرار دارند و آن راه حيوانيت است. و اين انسان است كه دو جنبه دارد، يكى جنبۀ عقل و ديگرى جنبۀ شهوت و سَرِ دو راهى است به قول شاعر:
آدمى زاده طُرفه معجونى است كز فرشته سرشته وز حيوان
گر كند ميل او شود بِه از آن گر كند ميل اين شود حيوان
انسان آميختهاى از فرشته و حيوان است، مثلاً شما جوانان ملائكه نيستيد كه اصلاً جنبۀ شهوت نداشته باشيد، بلكه شهوت و قواى جوانى در وجود شما هست كه دعوت به گناه و معصيت مىكنند و قوّۀ عاقله هم در وجود شما هست كه خداوند براى هدايت قرار داده تا از راه انحراف نجات پيدا كنيد و دعوت انبياء الهى هم به گوش شما خورده، حالا شما ميان اين دو نيرو كه شهوت مىخواهد به گناه بكشاند و عقل و ايمان مىخواهد شما را به اطاعت بكشاند، اگر در اين موقعّيت راه عقل و انبيا و در نتيجه راه خدا را انتخاب كرديد بهتر از ملائكه هستيد كه قدرت معصيت ندارند.
حديث معروفى است از امير المؤمنين كه مىفرمايد: خداوند خلق عالم را بر سه گونه آفريد: فرشتگان و حيوانات و انسان. فرشتگان عقل دارند و شهوت و غضب ندارند، حيوانات مجموعهاى از شهوت و غضب اند و عقل ندارند، اما انسان مجموعهاى از هر سه (عقل، شهوت و غضب) است.
مثلاً بچۀ دو يا سه ساله هوس گناه را كه در وجود جوان است، ندارد. لذا به اين بچه مىگويند طفل معصوم. درست هم هست، او طفل معصوم است ولى اين عصمت براى طفل مقام و فضيلت نيست. چون بى گناهى او از روى نبود قدرت است.