شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٩٠ - معرفى طلحه و زبير
و شما شكيبايى عنايت فرمايد.»[١] (تا در برابر دستور خدا و اطاعتِ فرمانِ او شكيبا باشيم).
معرفى طلحه و زبير
برگرديم به بيان خطبۀ ٣١. على عليه السلام در پيشگيرى از جنگ جمل و فرستادن نماينده خود عبداللّه بن عبّاس براى منصرف كردن زبير از جنگ. مىفرمايد:
«لا تَلقَيَنَّ طلحةَ فَاِنَّكَ اِنْ تَلقَةِ تَجِدهُ كالثَّورِ عاقِصاً قَرنَهُ يَركَبُ الصَّعبَ و يَقولُ هوَ الذَّلول» (اى عبداللّه! با طلحه ملاقات نكن، زيرا اگر ملاقات كنى مىيابى او را مانند گاوى كه شاخ خود را پيچيده و تيز كرده (آماده براى شاخ زدن و ايجاد فتنه و فساد است و با غرور و تكبرى كه دارد سخن در او اثر نمىكند) و سوار شتر سركش مىشود و مىگويد رام و تسليم است. (دست به كارهاى دشوار و خطرناك مىزند و از روى نادانى مىگويد چيزى نيست و آسان است).
«عاقِص» يعنى در هم پيچيدگىِ شاخ، «صعب» به معنى شتر چموش است، و «ذلول» شتر رام و تسليم را مىگويند، «عريكه» به معنى طبيعت و نيز به معنى كوهان شتر آمده است كه اگر نرم باشد راحتتر سوارى مىدهد.
«و لكِن اَلْقَ الزُّبَير فَاِنَّهُ اَليَنُ اَريكَةً فَقُل لَه: يَقوُلُ لَكَ ابنُ خالِكَ عَرَفتَنى بالحجاز و اَنكَرتَنى بالعِراق فما عَدا مِمّا بَدا؟» (ولى زبير را ملاقات كن زيرا طبيعت او نرمتر است و به او بگو پسر دائى تو على[٢]، مىگويد تو مرا در حجاز بين مكه يا مدينه از شهرهاى حجاز شناختى و با من بيعت كردى و در عراق يعنى بصره - از شهرهاى عراق - انكار نمودى
[١]. نهج البلاغه فيض الاسلام، كلام ١٩٧، صبحى صالح، ٢٠٥.
[٢]. صفيّه، مادر زبير، عمّۀ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام، خواهر ابوطالب (پدر على عليه السلام) و خواهر حمزۀ سيد الشّهدا، عموى پيامبر است و در قبرستان بقيع كنار ام البنين مدفون مىباشد.