شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤٥ - قضاوت بدون دانش و اطّلاع
بسم الله الرحمن الرحيم
درس بيست و نهم:
قضاوت بدون دانش و اطّلاع
«و رَجُلٌ قَمَشَ جهلاً، مُوضِعٌ فى جُهّال الامّةِ عادٍ فى اغباشِ الفتنةِ عمٍ بما فى عَقدِ الهُدْنَةِ قَدْ سَمّاه اَشباهُ النّاس عالِماً و ليس به بَكَّرَ فاَستَكثَرَ مِنْ جَمعِ ما قَلَّ منه خيرٌ ممّا كَثُرَ حتّى اذا ارتَوَى مِنْ آجِنٍ واكْتَنَزَ من غير طائلٍ» دستۀ دوم از مبغوضترين مردم كسانى هستند كه بدون تكيه بر كتاب و سنّت بر اساس قياس و استحسان و با برداشتهاى شخصى بر خلاف حق و عدالت قضاوت مىكنند كه حضرت امير صفات بيشمارى (نزديك به بيست و يك صفت) در اين قسمت از خطبه براى آنها بيان مىكند.
«و رَجُلٌ قَمَشَ جهلاً» (مردى كه جهالت را جمع كرده است)
«جهل» در اينجا به معنى مجهول است. مىفرمايد اين شخصِ قاضى، مجهولاتى را جمع آورى كرده مىپندارد علم دارد. چيزى كه بر خلاف حق و واقع باشد علم نيست، بلكه جهل است. چون علم به معنى صورت حاصله از شىء در نزد عقل است و چه بسا مىداند كه نمىداند كه اين جهل بسيط است و گاهى نمىداند كه نمىداند و در خيالش اين است كه مىداند، اين جهل مركّب است. نمىداند و نمىداند كه نمىداند.
«موضِعٌ[١] فى جُهّال الامّةِ» (در بين جاهلانِ امّت سرعت و تاخت و تاز دارد)
[١]. «مُوضِعٌ» اسم فاعل از باب افعال است، «اَوْضَعَ البعيرُ» = شتر تند راه رفت و تاخت و تاز كرد (المنجد الطلّاب)