شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٥ - سير تاريخى خطب١٧٢٨ شقشيقيه
از دهات عراق نامهاى را به دست حضرت داد (از نظر اخلاقى اين مرد عرب كار بدى كرد) حضرت پس از دريافت نامه مشغول مطالعه آن شدند و بعد از آن صحبت خود را ادامه ندادند. ابن عباس عرض كرد كاش صحبت خود را ادامه مىداديد حضرت فرمودند اى ابن عباس، شقشقهاى[١] بود صدا كرد و باز جاى خود قرار گرفت. حضرت وقتى گرمِ صحبت آتشين بودند، آن عرب در اين حالت نامهاى بدست حضرت داد و اين نامه مانند كاسۀ آب سردى بود كه روى ظرف آب جوشى بريزى كه در حال جوشش و قُلقُل كردن است و از جوشش مىايستد و حضرت هم كه با گرمى و حرارت صحبت مىكردند و حقايقى را به زبان جارى مىنمودند، اين نامه باعث سردى صحبتِ آتشين و گرم آن بزرگوار شد.
در هر صورت اين خطبه مشتمل است بر افشاگرى و گلايه و شكايت حضرت از خلافت و معرفى و عملكرد آنها و وضع نابسامان خلفا و اينكه حضرت ترجيح دادند و صلاح دانستند در مقابل غصب خلافت، صبر و سكوتِ تلخ و ناگوار داشته باشند كه سرانجام بعد از سالها منجر به بيعت مردم با آن حضرت شد.
سير تاريخى خطبۀ شقشيقيه
بعضى از علماى اهل سنت خواستهاند بگويند اين خطبه، چون مشتمل بر مطاعن و افشاگرى دربارۀ خلفاست، از حضرت على عليه السلام نيست و انشأ و تأليف مرحوم سيد رضى است روى اين حساب مناسب است براى ردّ اين ادّعا سير تاريخى خطبه را از زبان شارح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد معتزلى بشنويم كه مىنويسد: من خطبههاى نهج البلاغه را پيش استادم مصدّق ابن شبيب در سال ٦٠٣ خواندم. استادم به من گفت من اين خطبه را پيش استادم ابو محمد عبدالله بن احمد معروف به ابن خشّاب
[١]. چيزى است مانند شُش (سفيدى جگر) و ياريه در گلوى شتر كه در وقت هيجان از دهانش يرون مىآيد و صدايش درگلو مىپيچد.