شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٧ - بصيرت باطنى
تا دارندۀ آن نسبت به افراد و اشخاص خوب حكم كند و آنها را خوب بشناسد و از باطن آنها خبر داشته باشد. اما مثل ما كه چنين صدقى نداريم چه بسا دربارۀ فلان شخص قضاوت مىكنيم آدم خوبى است ولى در واقع بد حكم كردهايم. چون از اين جهت كه مثلاً رفتار او با هواى نفس ما موافقاست او را خوب مىدانيم و وى را باب طبع و ميل خود يافتهايم لذا مىگوييم، او صادق است و خوب آدمى است و در مقابل كسى را كه موافق هواى نفس ما نيست او را بد آدمى مىدانيم در حالى كه عيب از خود ما مىباشد و ما او را خوب نشناختهايم و با عينك خودخواهى به وى نگريستهايم.
مانند كسى كه عينك او سياه رنگ باشد كه در ديد ظاهرى او اثر مىگذارد و اشياء را سياه مىبيند. حالا اگر نيّات ما درست نباشد قلب ما چيزها را درست نمىبيند. در اينجا امام على عليه السلام مىخواهند بفرمايند: نيّت صادقۀ من، شما مردم را به من خوب معرّفى كرده است و شما نمىتوانيد با ظاهرسازى مرا فريب دهيد. نيت صادقم مرا نسبت به شما بصير كرده است. پس من شما را خوب مىشناسم به اعتبار اين كه دچار هواى نفس نيستم و با قلب صاف و پاك و خوش نفسى و بى طرفى، به شما آگاهى دارم.
و از جهت صفاى نفس و خلوص نيت و نور باطنى در شناخت شما اشتباه نمىكنم.
بصيرت باطنى
امام رضا عليه السلام مىفرمايد: «لنا اعين لا تشبه اعين النّاس و فيها نورٌ ليس للشيطان فيه شرك و بذلك النّور يعرفون كلّ مؤمن و منافق و يعرفون صديقهم من عدوّهم؛[١](براى ما خاندان عصمت و طهارت چشمهايى است كه مانند چشمهاى مردم نيست (بصيرت باطنى داريم) و در اين چشمهاى واقع بين ما نورى است كه براى شيطان در آن سهم و
[١]. منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ١٢٧.