شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٨٠ - پايبندى به پيمان
و هرگز كسانى كه ايمان ندارند نبايد تو را به بى صبرى و سبكى وادارند.
اميرالمؤمنين على عليه السلام خود را با اين آيۀ كريمه تسلّى داد و در ضمن جوابى بود دندان شكن به كسانى كه حضرت را در رابطه با پذيرش حكميت متهم به شرك مىكردند و با استناد به كلام خدا به خوارج فهماند كه «لا يوقنون»، اهل يقين نيستند و به حقيقت پى نبردهاند.
ابن ابى الحديد از ابراهيم ابن حسن از كتاب صفّين روايت مىكند: «وقتى امام على عليه السلام از صفين به كوفه برگشت خوارج به صحرايى در كوفه به نام حروراء رفتند و فرياد برآوردند: «لا حكم الاّ للّهو لو كره المشركون» حكم و فرمان براى خداست اگر چه مشركان نخواهند. «اَلا اِنّ عليّاً و معاويه اشركا فى حكم اللّه» آگاه باشيد على عليه السلام و معاويه در حكم خدا مشرك شدند.
امام على عليه السلام عبداللّه بن عباس را سوى خوارج در صحراى حروراء فرستاد، پس عبدالله بن عباس در كارشان نظر كرد و با آنها صحبت نمود، سپس به سوى على عليه السلام آمد و حضرت فرمودند چه ديدى؟ ابن عبّاس گفت: به خدا قسم نمىدانم آنها چه هستند، پس حضرت على عليه السلام به او فرمود: آيا آنها را منافق يافتى، گفت به خدا قسم سيمايشان سيماى منافقان نيست «اِنّ بين اَعينِهم لَاَثر السّجود و هم يتأوّلون القرآن» (بين چشمانشان (در پيشانيشان) اثر سجده است در حالى كه قرآن را تأويل مىكنند).
حضرت فرمودند: آنها را تا وقتى خونى نريختهاند و مالى را غصب ننمودهاند رها كنيد. بعد از آن باز حضرت سوى آنها نماينده فرستاد و فرمود اين چه كارى است مىكنيد؟ چه مىخواهيد؟ گفتند: ما مىخواهيم با تو و كسانى كه با ما، در صفّين سه شب حاضر بودند، از امر حكمين به درگاه خدا توبه كنيم، بعد به سوى معاويه برويم و با او بجنگيم تا خدا بين ما و او حكم كند. حضرت به آنها فرمود: چرا اين حرف را وقتى حكمين را براى حكميت فرستاديم و از آنها عهد و پيمان گرفتيم، نگفتيد؟ گفتند: آن موقع جنگ بر ما طولانى شد و كار سخت شد و جراحات زياد گرديد و سلاح و امكاناتمان تمام شد.
پايبندى به پيمان
حضرت به آنها فرمود آيا وقتى كار جنگ بر شما شدت يافت، عهد و پيمان بستيد و حالا كه راحتى را يافتيد مىگوييد پيمان خود را مىشكنيم؟ همانا رسول اللّه نسبت به مشركان وفاى عهد داشتند، آيا