شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٩٧ - ثواب و عقاب مقابل عمل خوب و بد
را دنبال كرد، امّا هر چه دنبال آن گوساله دويد نتوانست او را بگيرد. ملاّ برگشت آمد سراغ گوسالهاى كه به افسار بسته بود و شروع كرد او را كتك زدن. به ملاّ گفتند چرا اين گوساله را مىزنى؟ اين كه افسار خود را پاره نكرده است. ملاّ جواب داد: اين گوساله را هم اگر رها كنيم بيشتر از او مىدود و فرار مىكند.
اين داستانِ ملا از اين جهت خنده دارد كه ملاّ مىگويد گوساله بسته را اگر رها كنيم مثل آن ديگرى فرار مىكند. پس هر چند الان هنوز ندويده اما بايد كتك بخورد، پس مجازات او براى بد بودن است نه بد عمل كردن. ملاّ مىگويد چون اين گوساله مثل آن گوساله بد است، كه اگر ميدان بيابد فرار مىكند، پس بايد كتك بخورد. براى بد بودنش نه براى بد عمل كردنش كه هنوز واقع نشده است. اما اين ديدگاه ملانصرالدينى به نظر ما درست نيست، چون كتك و مجازات در مقابل بد عمل كردن است و پاداش و بهشت در مقابل خوب عمل كردن، نه اينكه پاداش و مجازات در مقابل خوب و بد بودن باشد. بله، خوبها خوب هستند اما اگر ميدانى پيش آمد و كار خوب كردند آن وقت است كه به كار خوب آنها پاداش مىدهند و انسانهاى بد هم وقتى ميدان به دستشان آمد، آن وقت اگر بدى خود را رو انداختند مستحق مجازات مىشوند.
ثواب و عقاب مقابل عمل خوب و بد
پس طرفداران اين نظريه مىگويند خداوند انسانها را امتحان مىكند براى اين كه خود انسان بداند كه بد آدمى است و روز قيامت خداوند بر او حجّت داشته باشد، پيروان اين نظريه اين طور تصور كردهاند كه مجازات و ثواب در مقابل بد بودن يا خوب بودن است ولو به مرحلۀ عمل نرسد و مىگويند هر چند خداوند مىداند در باطن ما چه نيّت و عقيدهاى است و از اعمال ما با خبر است، ولى ما را امتحان مىكند تا خود ما بدانيم كه خوب و يا بد هستيم. و ما اين نظريه را را قبول نداريم، و غرضِ خداوند از امتحان بندگان اين نيست كه براى خود بندگان معلوم شود چه كارهاند، و