شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١٦ - نقش بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و محيط جاهليت
داد و به محلّ نجاتشان رسانيد).
منظور از كتاب در كلام حضرت، كتاب آسمانى است كه مىفرمايد، كسى از مردم عرب در زمان بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اهل مطالعه و قرائت كتاب آسمانى نبود، به جهت اين كه سوادِ خواندن نداشتند و يا كتاب آسمانى معتبر در بين آنها نبود و كتابهاى تورات و انجيل كه توسط يهود و نصارى قرائت مىشد تحريف شده بودند.
اگر كسى بگويد قرائت تورات و انجيل در ميان مردم آن زمان قبل از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رايج بود، جوابش اين است كه كتابى را كه يهود ادّعا مىكرد و آن را تورات مىناميد كتابى نبود كه بر حضرت موسى عليه السلام نازل شده بود، زيرا آن را تحريف و تبديل نمودند و كتاب ديگرى شد، به دليل قول خداوند:
(قُلْ مَنْ أَنْزَلَ اَلْكِتابَ اَلَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثِيراً)؛[١]خداوند در جواب جمعى از يهوديان كه مىگفتند اى پيامبر آيا راستى خداوند كتابى بر تو فرستاده است مىفرمايد: اى پيامبر در جواب آنها بگو چه كسى كتابى را كه موسى آورد و نور و هدايت براى مردم بود، نازل گردانيد؟ همان كتاب آسمانى (تورات) كه آن را به صفحات پراكندهاى تبديل كردهايد، بعضى را كه به سود شماست آشكار مىكنيد و بسيارى را كه به زيان خود مىدانيد پنهان مىداريد.
از اين آيه و آيات بيشمارى از جمله آيۀ ٧٨ سورۀ آل عمران استفاده مىشود، يهود تورات اصلى را تحريف و تبديل و كم و زياد نمودند. اما كتابى كه نصارى (مسيحىها) ادعا مىكردند در دست آنها باقى است، چون معتقد به سه خدا هستند و حضرت مسيح عليه السلام را خدا مىدانند، كافر[٢] هستند و گفتارشان اعتبارى ندارد و به علاوه انجيل نيز مانند تورات تحريف شده بود و كتاب صحيح و معتبر آسمانى نبود كه
[١]. انعام (٦)، آيۀ ٩١.
[٢]. (لَقَدْ كَفَرَ اَلَّذِينَ قالُوا إِنَّ اَللّهَ هُوَ اَلْمَسِيحُ اِبْنُ مَرْيَمَ... لَقَدْ كَفَرَ اَلَّذِينَ قالُوا إِنَّ اَللّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ...) «آنها كه گفتند خداوند همانمسيح فرزند مريم است همانا كافر شدند...، آنها كه گفتند خداوند يكى از سه خداست به تحقيق كافر شدند» آيات ٧٢ و ٧٣ مائده.