شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣١٩ - ذكر خير و لسان صدق
اَلْأَقْرَبِينَ)؛[١]خويشان نزديك خود را [از عذاب و مخالفت خدا] بترسان.
حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم مأمور شدند سه سال بطور مخفى خويشان و اقوام خود را به اسلام و توحيد دعوت كنند زيرا پذيرش آنها بيشتر از ديگران بود و اشخاص بزرگى مانند عبدالمطلب و ابوطالب و خديجه و على عليه السلام و... زودتر از ديگران اسلام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را پذيرفتند و بيشترين دفاع را از حضرت و هدف او نمودند. هرچند بعضى خويشان حضرت مثل ابوجهل و ابولهب بيشترين مخالفت را با حضرت داشتند.
«و لِسَانُ الصِّدْقِ يَجعَلُه اللّهُ لِلْمَرْءِ فِي النّاسِ خيرٌ له مِنَ الْمَالِ يَرثُه (يُوَرِّثُهُ) غَيرُه» (و زبان نيك و حسن ذكرى كه خداوند براى انسان قرار دهد برايش از مالى كه ديگرى به ارث مىبرد بهتر است).
اين جملۀ حضرت على عليه السلام مىتواند معنايش اين باشد كه كار خير و اعمال صالحهاى كه از انسان بماند و باعث ذكر خير شود براى او از جمع ثروت كه در پايان ارث خويشان مىشود بهتر است و احتمال دارد به اين معنى باشد كه رسيدگى به خويشان و كمك به آنها در زمان زندگى بهتر از مالى است كه بعد از مرگ براى آنها به ارث مىگذارد. زيرا كمك و ايثار نسبت به خويشان، با اراده و اختيار انسان صورت مىگيرد و نياز ديگران را برطرف مىكند اما ارث يك امر قهرى و غير اختيارى است و از طرفى ممكن است به دست غيرِ محتاج برسد و يا خويشانى كه هيچ ذكر خير و قدردانى ندارند.
ذكر خير و لسان صدق
حضرت على عليه السلام در اين قسمت از خطبه، ذكرِ خير و نام نيك بين مردم را براى
[١]. شعراء (٢٦)، ٢١٤.