شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٦٨ - نكت١٧٢٨ تاريخى و فقهى
را بشكند، لذا قبول كرد و موقع روانه شدن، حليمه يك حِرز آورد تا به گردن حضرت بيندازد، (حِرز چيزى است كه مردم عوام معتقدند رفع بلا و چشم زخم مىكند) حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم چانۀ خود را روى سينه گذاشت و مانع از انداختن حرز به گردن خود شد و به حليمه فرمود: اين را براى چه به گردن من مىاندازى؟ حليمۀ سعديه به حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم عرض كرد اين حِرز براى اين است كه تو محفوظ بمانى، حضرت در جواب فرمودند: «من يك خدايى دارم كه مرا حفظ مىكند» اين كلمه از يك كودك چهار ساله فضيلت است و به قول حافظ:
«اين طفل يك شبه ره صد ساله مىپيمايد»
بنابراين ما شيعيان ايمان آوردن حضرت على عليه السلام در سن ده يا دوازده سالگى را از اين جهت فضيلت مىدانيم كه اين نوجوان در اين سن و سالِ كم ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را قبول كرده است.
نقل مىكنند حتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على عليه السلام فرمود: آيا مىخواهى از پدرت ابوطالب اجازه بگيرى؟ حضرت على عليه السلام عرض كرد: «خداى من كه مرا خلق كرد از پدرم اجازه نگرفت و من مىخواهم به كسى ايمان بياورم كه مرا خلق نموده است».
پس اين نوجوان از نابغه هم بالاتر است و اسلام و ايمان او در سن كودكى فضيلت بزرگى به حساب مىآيد.
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته