شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٢٣ - تقوى ضامن سلامتى و بقا
اميرالمؤمنين على عليه السلام در نامهاش به امام حسن عليه السلام مىفرمايد: «فلا يُقنِّطُكَ ابطاءُ اِجابَتِهِ فاِنَّ الْعَطيِّهِ عَلَى قَدْرِ النّية» (هرگز ديرىِ اجابتِ دعا تو را نااميد نكند، چرا كه عطاى پروردگار به اندازۀ نيت است» هر چه نيت پاكتر و خالصتر، توجّه پروردگار بيشتر.
تفسير دوم از شناختن «قدر» اين است كه انسان قدر و ارزش گهر گرانبهاى خود را بشناسد و آن را ارزان از دست ندهد و شايد فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام نظر به اين معنى دارد كه مىفرمايد: «هَلَك امرءٌ لم يعرف قدره» (كسى كه قدر خود را نشناخت هلاك شد)[١]
گوهر وجود و نفس انسان به قدرى عظمت و بها و ارزش دارد كه اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند: «انّه ليس لاَنفِسكُم ثَمَنٌ الاّ الجنّة فلا تبيعوها الاّ بها»[٢](به يقين براى جانهاى شما بهايى جز بهشت نيست، پس آنها را به جز بهشت نفروشيد).
انسان عاقل در مقايسه با رسيدن به آرزوهاى دنيايى و يافتن مقام و شهرت و دست يافتن به مال و ثروت و بهرهمندى زودگذر از زندگى دنيا، حفظ عزت و كرامت نفس و استفادۀ بهينه از عمر و لحظات گرانبهاى آن را بر انتخاب دنيا و متعلّقات آن ترجيح مىدهد و بقا و سعادت ابدى خود را در گرو شناخت نفس و عبادت مىداند كه هدف از خلقت انسان است.
تقوى ضامن سلامتى و بقا
«لا يَهلِكُ عَلَى التّقوى سِنخُ اَصلٍ» (كسى كه ريشۀ ريشهاش بر پرهيزگارى باشد نابود نمىشود)
«سنخ» به معنى جاى رويش و «اصل» به معنى ريشه و اساس است. حضرت مىفرمايد: هر عمل و اعتقادى بر پايۀ تقوى استوار باشد، دوام و بقا مىيابد، چون زيربناى اعمال و معارف دينى و اخلاق فردى و اجتماعى، پرهيز از محرّمات و
[١]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، كلمۀ قصار ١٤١.
[٢]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، كلمۀ قصار ٤٤٨.