شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٣٧ - اقرار عقلا و اخذ به ظاهر
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «اِقرار العُقلاء عَلى اَنْفُسِهِم جائز»[١](اقرار انسانهاى عاقل بر عليه خودشان نافذ است و نمىتوانند آنرا انكار كنند) و در اينجا حضرت امير عليه السلام مىخواهند بفرمايند: اما اينكه ادعا مىكند من باطناً بيعت نكردهام اين ادعايى است كه بايد برايش دليل بياورد.
«فليأت عليها بامرٍ يُعرف و اِلاّ فليدخل فيما خَرَجَ منه» (پس بايد بر اين باطن و سِرِّ خود يك دليل بياورد كه شناخته شود و الاّ لازم است برگردد به آن بيعتى كه از آن خارج شد)
ظاهرِ عمل هر كس اين است كه با اختيار و رضايت قلبى است مثلاً اگر كسى خريد و فروشى را انجام داد و بعداً ادعا كرد من بى اختيار بودم و يا قصد معامله نداشتم، از او پذيرفته نيست و ظاهر افعال انسانهاى عاقل و بالغ، اختيارى و از روى قصد و رضايت است و اگر غير اين را ادعا كنند بايد دليل معتبر بياورند كه عُقلاء بپذيرند و الاّ قاضى در مقام قضاوت ادعاى او را نمىپذيرد و بر اساس ظاهر حكم مىكند. مىدانيد ما يك سرى افعال اختيارى داريم مانند اينكه الان ايجا نشستهايم و با اراده و اختيارِ خود درس مىخوانيم و ظاهرِ فعلِ اختيارى اين است كه از روى اراده و تصميم است و اينكه بگوييم اين كار ما، از روى اراده نيست، خلاف ظاهر است و شاهد لازم دارد.
البته هرچند واقعاً معلوم نيست از ابتداىِ امر بيعت مثل طلحه و زبير، از روى ميل باطنى بوده است اما حضرت مىخواهد بفرمايد من با باطنِ تو كارى ندارم و همين بيعت ظاهرى حجّت است و تو را مُلزم مىكند به آن پايبند باشى و ادّعاى خلافِ آن، از تو پذيرفته نيست. هر چند به ادّعاى خودت در باطن بيعت نكرده باشى.
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
[١]. وسائل الشيعه، ج ١٦، كتاب الاقرار باب ٣.