شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣١٠ - حسد و غبطه
سلطنت بزرگى عطا كرديم.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد: «اِستعينوا عَلى حَوائِجِكُم بالكِتمانِ، فَاِنَّ كُلِّ ذى نعمةٍ مَحسودٌ»[١](بر نيازهاى خودتان از كتمان و پوشاندن كمك بگيريد زيرا كه هر صاحب نعمتى مورد حسادت است).
به ارسطو گفته شده چرا فرد حسود از شخص غم ديده بيشتر غمگين است؟ جواب داد: «چون حسود نصيب خود را از غمهاى دنيا مىگيرد و غم خود را از شادى مردم». خداوند به موسى ابن عمران فرمود: «اى فرزند عمران نسبت به مردمى كه از فضلم به آنها دادم حسد نداشته باش و به آن فضل و نعمت كه به آنها دادم، نظر نداشته باش، زيرا انسانِ حسود به نعمت من غضب دارد و مانع روزى من بين بندگان مىشود و هر كس چنين باشد من از او نيستم و او از من نيست»[٢]
سعدى در گلستان در باب سيرت پادشاهان درباره حسود مىگويد:
توانم آنكه نيازارم اندرون كسى حسود را چه كنم كاو ز خود به رنج در است
بمير تا برهى اى حسود كاين رنجى است كه از مشقّت آن جز به مرگ نتوان رست
شور بختان به آرزو خواهند مُقبلان را زوال نعمت و جاه
گر نبيند به روز شپّره چشم چشمه آفتاب را چه گناه
حسد و غبطه
ابن ابى الحديد مىگويد: «تعريف حسد اين است كه از آنچه به غير از تو روزى شده، خشم و غضب داشته باشى و بخواهى نعمت از او زايل شود و به تو برسد، و غبطه آن است كه غيظ و غضب نسبت به ديگران نداشته باشى و دوست نداشته باشى نعمت از او زايل شود و تنها دوست داشته باشى و آرزو كنى تو هم مانند آن نعمت را روزى شوى و غبطه مذموم و ناپسند نيست»[٣].
[١]. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٣١٦.
[٢]. اصول كافى، ج ٢، باب الحسد، ص ٣٠٧.
[٣]. شرح نهج البلاغۀ ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٣١٩.