شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٩٩ - نقش سِلاح و جهاد در اجراى قانون الهى
گونه افراد چگونه بايد برخورد كرد؟ و اين سؤال، هر چند در آيه بدان تصريح نشده ولى به اصطلاح سؤالِ مقدّر است، زيرا مطلبِ گفته شده يك سؤالى را پيش مىآورد و چون متكلّم طبق فنون ادبى و مكالمه مىخواهد كلامش ناقص نماند، آن سؤال فرضى و تقديرى را خودش جواب مىدهد. پس آن سؤال را اينگونه در نظر بگيريم كه خدايا همۀ مردم كه گوش شنوا ندارند و به حرف حساب اعتنا نمىكنند و تبليغ پيامبران و دستورات دينى براى آنها تأثيرى ندارد، پس چه بايد كرد؟
خداوند جواب مىدهد: (وَ أَنْزَلْنَا اَلْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ)؛ ما آهن را نازل كرديم (خلق نموديم) كه در آن شدّت و سختى زياد است. و با اينها بايد با زور و با اسحله صحبت كرد و حق ندارند نظم عمومى جامعه را به هم بزنند و با ستمگرى و بى عدالتى مانع اجراى قانون الهى و عدالتگسترى شوند.
اين فرمايش امام على عليه السلام هم اينطور است. اول مىفرمايد: اينها كه با من سر جنگ دارند و به مخالفت برخاستهاند، بيايند من براى آنها حجّت و دليل دارم. «فان اَبوا»، پس اگر خوددارى كردند و حرفِ حساب سرشان نشد و مىخواهند قلدرى و چيرگى كنند و مردم را عليه من بسيج نمايند «اَعطَيتُهم حَدَّ السّيف» من جواب آنها را با شمشيرِ برّان مىدهم كه شفا بخش باطل و ياور حق است.
در بعضى فرمايشات اميرالمؤمنين عليه السلام آمده: «انّ اللّهَ فَرَضَ الجَهاد و عَظَّمه و جعله نَصرَهُ و ناصِرَه واللّه ما صَلُحت دنيا و لا دينٌ الاّ به»[١](خداوند جهاد را واجب فرمود و بزرگ شمرد و اين جهاد را خداوند يار و ياور خودش قرار داده است، به خداوند سوگند دين و دنيا اصلاح نمىشود مگر با جهاد) و فرمايش حضرت نظر به اهميت جهاد و سلاح و نصرت مؤمنان دارد و مضمون اين آيه است كه خداوند خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد: (هُوَ اَلَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ * وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ)؛[٢]مطمئن باش كه خداوند تو
[١]. وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٩، ابواب جهاد العدوّ؛ ميزان الحكمه، ج ٢، ص ١٢٥.
[٢]. انفال (٨)، ٦٢ و ٦٣.