شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٨ - استعانت و نيازمندى
بسم الله الرحمن الرحيم
درس دوم:
استعانت و نيازمندى
«وَ اَسْتَعينه فاقةً اِلى كِفايَتِه» (و از خدا كمك مىجويم براى اين كه به كفايت او نيازمندم).
«فاقة» به معنى فقر و احتياج است و در اينجا به اصطلاح اُدَبا، مفعول له واقع شده براى فعلِ ماقبل، يعنى علت و سبب است براى تحققِ فعلِ «استعانت[١]» چون فقر داريم و به كفايت او نيازمنديم از او كمك و استعانت مىجوييم زيرا همه مخلوقات فقير الى اللّهاند و به خداوند احتياج دارند. پس شايسته است به كسى كه فقر و نياز ندارد و غنىّ بالذّات است، روى آوريم كه كفايت نيازمندى ما را بكند.
خداوند مىفرمايد: (يا أَيُّهَا اَلنّاسُ أَنْتُمُ اَلْفُقَراءُ إِلَى اَللّهِ وَ اَللّهُ هُوَ اَلْغَنِيُّ اَلْحَمِيدُ)؛[٢]اى مردم! همۀ شما به خدا نيازمنديد و تنها خداست كه بى نياز و پسنديده است.
«اِنَّه لا يَضِلُّ مَن هداه» (به راستى گمراه نمىشود كسى كه خداوند او را هدايت فرموده).
به نظر مىرسد اين جمله حضرت على عليه السلام بيان علت است براى طلبِ مصونيّت از نافرمانى و معصيت پروردگار كه حضرت در دو جمله قبل به عنوان هدف از حمد بيان فرمود. زيرا خداوندى كه راهنمايى و هدايتش شامل هر كه بشود گمراه نمىگردد، زيبنده است انسان به خاطر اين نعمتِ بزرگ، او را حمد و سپاس گويد و از او كمك بجويد.
[١]. يكى از معانى مفعول له اين است كه: «فُعِل الفعل لاجل حصوله» چون مفعول قبلا واقع شده فعل بعد از آن صورتمىگيرد.
[٢]. فاطر (٣٥)، آيه ١٥.